(استاد جذاب من) پارت هجدهم

(استاد جذاب من) پارت هجدهم
و رسیدیم سئول ا.ت از من دور شد و رفت پیش خانوادش
دو روز بعد
دو روز شده ا.ت رو ندیدم جوابم هم نمیده پس باید برم خونشون و با پدر و مادرش صحبت کنم رفتم یه گلی خریدم و رفتم دم در خونشون رام ندادند از پشت در التماسشون میکردم که بلاخره اومدن درو باز کردن و گفتن بیا تو ببینم چته و ا.ت خونه هم نیست گفتمشون من ا.ت رو دوست دارم و ا.ت من رو دوست داره اخه دلیل مخالفت شمارو نمیدونم پدر ا.ت گفت اخه تو فکر کردی چی داری که دختر ما رو خواستی تو فقط یه چهره خوشگل داری به غیر از اینکه پول و هیچ دیگه ای نداری گفتمش اشتباه میکنی گفت هیچ اشتباهی نمیکنم و حالا برو بیرون
(از زبان پدر ا.ت)
از خونه بیرونش کردم ولی دیدم یه ماشین زیبایی گرون قیمتی اومد دنبالش من هم رفتم دربارش تحقیق کردم به هرکی میگفتم اومده دنباله دخترم فقط میخندیدند و گفتم چرا میخندین یکیشون گفت چون اون پسر بزرگترین مافیای کره است و با ژاپن قرارداد داره ولی پسرش یکی از ثروتمند ترین افراد کرهست اخه کی میاد دختره تو رو بگیره با خودم گفتم اشتباه میکنم اون خودش نیست گفتم عکسی دارین نشون بدین ازش گفت پسری به این جذابی اینم عکسش
و تعجب کرده بودم و رفتم خونه از ا.ت پرسیدم که پولداره ا.ت گفت من برام پولش مهم نیست من اورو دوست دارم ولی اون خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنین پول داره اخه تو این شهر فقط هفتا خونه آپارتمانی و ویلایی داره و گفتم من اجازه نمیدم باهاش باشی چون اون تورو دوست نداره فقط میخواد مسخرت کنه تو نباید باهاش باشی
فردا
اومدن خونمون رو تخریب کردن خونه نداشتیم که باز سر کله جیمین پیدا شد و اومد بهش گفتم اومدی به بدبختیمون بخندی ها بخند گفت نه پدر جان اون ماشین میبینین سوار شین میبرتون توی یه خونه خودم گفتمش داری مسخره میکنی
گفت نه بخدا برین تو اون خونه زندگی جدید آغاز کنین اصلا اون خونه رو بنام خودتون میزنم گفتمش من پولی ندارم که بخوام خونتو بخرم گفت نه من دارم به شما مثل یه هدیه میدم و هر چیزی که لازم داشته باشین کامله بغلش کردم گفتمش مرسی که هستی نمیزاری جلو خانوادم شرمنده بشم گفت که فقط یه کاری میخوام گفتمش هرچی باشه بهچشم گفت یه هفته وقت میدم درباره ا.ت و من تصمیم بگیری گفتمش به چشم حالا میشه بریم گفت بله بفرمایید و رفتیم به بچه ها گفتم بریم و رفتیم و رسیدیم خونش مثل قصری میموند من همیشه این هارو تو خوابم میدیدم
دیدگاه ها (۲)

(استاد جذاب من) پارت نوزدهماخر هفته(از زبان جیمین) آخر هفته ...

(استاد جذاب من) پارت بیستمگفتمشون نمیتونستین اینو پشت تلفن ب...

(استاد جذاب من) پارت هفدهم و رفتیم خونه خسته بودیم خوابیدیم ...

(استاد جذاب من) پارت شانزدهم(از زبان ا.ت) خیلی میترسیدم که چ...

رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥#پارت۸ تهیونگ بود؟ نه خدایا دارم اشتبا...

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

پارت جدیدتر(خلاقیت👍😅)ویو کورومن یه احمقم چرا این حرفا رو زدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط