شاگرد لوس من
شاگرد لوس من
پارت 1
روز انتخاب معلم فرا رسیده بود که کوک به یکی از دوستاش که مدرسه می رفت زنگ زد
شروع مکالمه:
جیمین: سلام!؟
کوک: سلام ، جیمین منم کوک
جیمین: آهان خوبی ، خیلی وقته ازت خبری نیست ها !
کوک: اوه اره خوبم مرسی ، درگیر کارای تابستون بودم .
کوک: جیم یه سوال تو گفتی که اون معلم جذابه تو مدرسه شما درس میده ؟!
جیمین: اره چطور؟😈
کوک: اوم میشه شمارشو بگیری به عنوان معلم خصوصی میخوام(منحرف نشوید دوزتان😔)
پایان مکالمه...
کوک بالاخره موفق شده بود که شماره رو از جیمین بگیره و خیلی ذوق داشت برای دیدن اون مرد و شنیده بود که اون یه الفا هست و خیلی جذابه
ویو کوک...
تو فکر و خیال جذابی اون مرد غرق شده بودم که یهو بابام صدام زد برای انتخاب معلمم.
کوک با شنیدن اون صدا به خودش اوم و سمت پله ها رفت (چون اتاقش طبقه بالا هست)
از پله ها پایین اوم ولی بدون اینکه حتی نگاهی به یکی از معلم ها بکنه سمت پدرش رفت و در گوشش یچی گفت
پدرش با کمی اخم گفت که نمیشه ولی کوک سمج تر از این حرفا بود.
کوک: ولی من شنیدم تو این چند ماه اخیر خیلی معروف شده همه جا حرف از تدریس اون هست.
(نکته پدر.ک همون پدر کوک هستش)
پدر.ک: باشه اسمش چیه و شمارش رو بده به این به بادیگارد کناریش اشاره میکنه
و بعد رو به بادیگارد بر میگرده
پدر.ک: هرچه سریع تر به این شماره زنگ بزنید و هر چقدر حقوق میخواد بهش بدید و بهش بگید از پس فردا بیاد سر کارش
ادامه دارد...
~~~~~~
خب دوستان شرایط نداره و هروقت که پارت بعدی رو نوشتم میزارم،البته اگه بخواید🎀🌜
تو کامنت ها بگید ادامه بدمش یا نه ؟!
البته یکم دیر اپ کردمش ببخشید امتحان داشتم🫠🙏🏻
#شیپ.فیک.اسمات.تهکوک
پارت 1
روز انتخاب معلم فرا رسیده بود که کوک به یکی از دوستاش که مدرسه می رفت زنگ زد
شروع مکالمه:
جیمین: سلام!؟
کوک: سلام ، جیمین منم کوک
جیمین: آهان خوبی ، خیلی وقته ازت خبری نیست ها !
کوک: اوه اره خوبم مرسی ، درگیر کارای تابستون بودم .
کوک: جیم یه سوال تو گفتی که اون معلم جذابه تو مدرسه شما درس میده ؟!
جیمین: اره چطور؟😈
کوک: اوم میشه شمارشو بگیری به عنوان معلم خصوصی میخوام(منحرف نشوید دوزتان😔)
پایان مکالمه...
کوک بالاخره موفق شده بود که شماره رو از جیمین بگیره و خیلی ذوق داشت برای دیدن اون مرد و شنیده بود که اون یه الفا هست و خیلی جذابه
ویو کوک...
تو فکر و خیال جذابی اون مرد غرق شده بودم که یهو بابام صدام زد برای انتخاب معلمم.
کوک با شنیدن اون صدا به خودش اوم و سمت پله ها رفت (چون اتاقش طبقه بالا هست)
از پله ها پایین اوم ولی بدون اینکه حتی نگاهی به یکی از معلم ها بکنه سمت پدرش رفت و در گوشش یچی گفت
پدرش با کمی اخم گفت که نمیشه ولی کوک سمج تر از این حرفا بود.
کوک: ولی من شنیدم تو این چند ماه اخیر خیلی معروف شده همه جا حرف از تدریس اون هست.
(نکته پدر.ک همون پدر کوک هستش)
پدر.ک: باشه اسمش چیه و شمارش رو بده به این به بادیگارد کناریش اشاره میکنه
و بعد رو به بادیگارد بر میگرده
پدر.ک: هرچه سریع تر به این شماره زنگ بزنید و هر چقدر حقوق میخواد بهش بدید و بهش بگید از پس فردا بیاد سر کارش
ادامه دارد...
~~~~~~
خب دوستان شرایط نداره و هروقت که پارت بعدی رو نوشتم میزارم،البته اگه بخواید🎀🌜
تو کامنت ها بگید ادامه بدمش یا نه ؟!
البته یکم دیر اپ کردمش ببخشید امتحان داشتم🫠🙏🏻
#شیپ.فیک.اسمات.تهکوک
- ۱۰.۸k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط