ادامه ...
ادامه ...
دستش را محکم در دست خودش فشرد سپس ماسک را پایین کشید بدون هیچگونه اسم ریختنی لبخند ای زد سپس با ذوق گفت
جونگکوک: زود باش عشق کم بیدار شو تا صورت خوشگلت رو با لبخند ببینم ... نمیبینی شوهر کله پوکت چجوری ناراحته .. خیلی بدی هاری
. این دیگه چه کاری بود .. چرت بیدار نمیشی .. صبر کن ببرمت خونه دارم برات ... تا یه دل سیر نخورمت ولت نمیکنم
تنها یک زبان قلب دخترک به گوش میخورد ... صدا دستگاه رو مخ کمتر جونگکوک بغضش گرفت ولی بازم با ذوق و انرژی لب زد
جونگکوک: اخخخ مگه اینکه دست کله این دستگاه مزخرف نرسه یجوری صدا بدی داره همش میگه دیک دیک ... بازم سکوت سخت بود به شدت آروم سرش را تو دست هایش گرفت انرژی ساختگی سخت تر بود ترو نر زمزمه کرد
دستش را محکم در دست خودش فشرد سپس ماسک را پایین کشید بدون هیچگونه اسم ریختنی لبخند ای زد سپس با ذوق گفت
جونگکوک: زود باش عشق کم بیدار شو تا صورت خوشگلت رو با لبخند ببینم ... نمیبینی شوهر کله پوکت چجوری ناراحته .. خیلی بدی هاری
. این دیگه چه کاری بود .. چرت بیدار نمیشی .. صبر کن ببرمت خونه دارم برات ... تا یه دل سیر نخورمت ولت نمیکنم
تنها یک زبان قلب دخترک به گوش میخورد ... صدا دستگاه رو مخ کمتر جونگکوک بغضش گرفت ولی بازم با ذوق و انرژی لب زد
جونگکوک: اخخخ مگه اینکه دست کله این دستگاه مزخرف نرسه یجوری صدا بدی داره همش میگه دیک دیک ... بازم سکوت سخت بود به شدت آروم سرش را تو دست هایش گرفت انرژی ساختگی سخت تر بود ترو نر زمزمه کرد
- ۱۵.۹k
- ۰۲ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط