بنشین

بنشین
که با خیالِ تو
شب ها نخفته ایم...

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۲)

دستت را بھ سمتم دراز می‌ کنیاز همین جا آغاز می شوم...سید محم...

تمامِ مدتی که نگاهت می‌کردم،خنده‌هایت بهانه‌ام بودند،بهانه‌ا...

بانوی رویاهای من، خورشید دنیاهای منامید فرداهای من، تا کی تم...

جان راارزانی دارَمَت،عمر شدن رابلدی؟طاها رحیمیان

R

نمیتونم فراموش کنم...😥💔فریدون مشیری میگهرک بگویم از همه رنجی...

تمنایی زِ تو دارم؛ بمانی یاد من هر شب... که من هم با خیال تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط