و من به دیدن تو

و من به دیدن تو
چنان در آینه ات مشغولم
که جهان از کنارم می گذرد
بی آنکه سر برگردانم....

#علی_باباچاهی
دیدگاه ها (۴)

از دوزخ و بهشت و فرش و عرش برمی‌گذریو دایره‌ی حضورتجهان رادر...

لب بر لبت می گذارمتا تمام کلماتِ ممنوعه رابی آنکه گفته شوندب...

لبانتبه ظرافتِ شعرشهوانی‌ترینِ بوسه‌ها را به شرمی چنان مبدل ...

من سردم استمن سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شدای یار، ا...

گر یک نفست ز زندگانی گذردمگذار که جز به شادمانی گذردهشدار که...

اولین محرم بی تو می گذرد مجالس در حسرت تو می‌گریند و سوگواره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط