بخواطر دوست عزیزم alastor-33 کمیک میزارم

بخواطر دوست عزیزم alastor-33 کمیک میزارم
ولی دفعه بعدی کامنت بزارین..‌.
رادیواپل پارت ۴
ـــــــــــــــــــــــــــــ
🔴الستور
🔴چرا بمونم اونوقت؟
⚫لوسیفر
⚫چون..... من .... به یکی احتیاج دارم که به حرفام گوش کنه
🔴من گزینه مناسبی نیستم
⚫میدونم ولی بمون.... لطفاً
🔴(آه کشیدن) باشه....
⚫تا حالا شده دلتنگ خانواده بشی
🔴من دلتنگ چیزی نمیشم که مثل تو قلبم به درد بیاره
⚫این حس وابستگی و عاطفی که نشون میده تو به یه جایی تعلق داری مثل یه سرپناه امن..تو تا حالا خانواده داشتی؟
🔴نه .... من قبل از اینکه وابسته بشم اونارو به اصطلاح خانواده رو از دست دادم
⚫(بغل کردن الستور) حتماً خیلی درد کشیدی
🔴نه من..... این مکالمه داره به جاهای باریک کشیده میشه .... من باید برم
⚫نه!
🔴چی....چرا؟
⚫(سفت بغل کردن) یه ۵ دقیقه فقط ۵ دقیقه اینجا بمون خواهش می کنم...
🔴فقط ۵ دقیقه‌‌‌..
⚫میشه تا خوابم ببره اینجا بمونی
🔴تو گفتی فقط ۵ دقیقه
⚫ لطفاً (چهره معصوم)
🔴معلومه چارلی به کی رفته..... باشه فقط زودتر..
⚫(دراز کشیدن کنار تخت) (گرفتن دست الستور)تو ام بیا پیشم دراز بکش
🔴نه من همچین کاری(کشیده شدن توسط لوسیفر)(افتادن داخل تخت)آخ چرا منو آوردی کنارت
⚫هیسسسسسس.. اگه همینجور حرف بزنی خوابم نمیبره.‌‌
🔴درکت نمی کنم ..
⚫(نگاه به الستور) دلت برای ستاره ها تنگ نشده .... یا خورشید بنظرم ماه از همه قشنگتره (نوازش گوشای الستور) (خندیدن) چه گوشای نرمی ..
🔴 می خوام زودتر برم حالا اجازه میدی ..
⚫نه ...من هنوز نخوابیدم!
🔴باشه باشه.‌‌...
⚫من بیشتر دلم برای تو میسوزه ... که نتونستی اون حس خانواده داشتن تجربه کنی.‌....
🔴(نگاه خیره) لوسیفر....لوسیفر ... خوابید ..باید برم (الستور نمیتونه بره چون لوسیفر دستش محکم گرفته)میشه دستم ول کنی
⚫بیا اینجا ببینم
(لوسیفر . الستور محکم داخل تخت بغل می‌کنه)
🔴میشه .... لوسیفر ! لوسیفر ! آهایییی ! خوابش بدجوری سنگین شده
⚫(دست میزنه به کمر الستور)(صورتش نزدیک میاره)
🔴آهای!!! اگه همینجوری بیای نزدیک منو....
⚫(بوسیدن الستور)
🔴(در آوردن چشم ها) (تعجب کردن) تو الان با من چیکار کردی....(سرخ شدن)
⚫(نوازش گونه ها)‌ امشب می خوام با تو سپری کنم تقلا نکن
🔴برای چی؟ اونم با من آدمای زیادی هستن....
⚫هیسسس ساکت..... من تو رو امشب می خوام شاید از دردم کم کنی من تورو ستاره امشبم انتخاب کردم..
🔴با کمال میل رد می کنم
⚫(لبخند زدن) ولی من بهت حق انتخاب ندادم..
🔴چی....
ادامه دارد
وای بحال اونی که کامنت نزاشته من میدونم اون....
تا لایکا به بالای ۶ نرسه از کمیکم خبری نیست امشب....
دیدگاه ها (۸۳)

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

داستان: عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۱۱(از زبون راوی)اهم اه...

پارت اول هتل الستور سوار آسانسور شد و رفت طبقه بالا و وقتی ر...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط