پارت
پارت۷۹۵
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
صداش خیلی بد میومد صدای امین واضح بود اما برای اطراف انگار از ته چاه میومد...
_امیر ملیکا درست نمیشنوه چی میگی صبر کن خب هدستو بدم بزار...
_/ملیکا میشنوی؟!
صداش مثل واسه امین واضح شد...
_اره عزیزم...
_/کجایین میتونی بگی ؟!
_نمیدونم امیر خیلی جای پرتیه و وحشتناک ترین جای ممکن...
_/توصیفش کن ...
_بیابونه...کارگاه لولیتا سازیه...اونجور که فهمیدم دخترارو به هر روشی میارن اینجا تبدیل به لولیتا میکنن میفروشن...
_/شت اونجا چیکار میکنین اون مرتیکه که بلایی سرتون نیاوردا؟!خوبین همه تون...
_ من خوبم...!
_/فک کنم فهمیدم کجاست دخترا پیشتن؟
_نه یعنی اره گمشدن شاهین و بقیه رفتن دنبالشون بگردن ...
رمانMAM
به قلم م.ا
کپی ونشر رمان حتی با ذکر نام نویسنده حرام میباشد...
صداش خیلی بد میومد صدای امین واضح بود اما برای اطراف انگار از ته چاه میومد...
_امیر ملیکا درست نمیشنوه چی میگی صبر کن خب هدستو بدم بزار...
_/ملیکا میشنوی؟!
صداش مثل واسه امین واضح شد...
_اره عزیزم...
_/کجایین میتونی بگی ؟!
_نمیدونم امیر خیلی جای پرتیه و وحشتناک ترین جای ممکن...
_/توصیفش کن ...
_بیابونه...کارگاه لولیتا سازیه...اونجور که فهمیدم دخترارو به هر روشی میارن اینجا تبدیل به لولیتا میکنن میفروشن...
_/شت اونجا چیکار میکنین اون مرتیکه که بلایی سرتون نیاوردا؟!خوبین همه تون...
_ من خوبم...!
_/فک کنم فهمیدم کجاست دخترا پیشتن؟
_نه یعنی اره گمشدن شاهین و بقیه رفتن دنبالشون بگردن ...
- ۴.۰k
- ۱۹ تیر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط