من از عهد آدم تو را دوست دارم

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم


نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم تو را دوست دارم

سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم
دیدگاه ها (۱)

دستور بده شاعر چشمان تو باشممجبور که نه ...گوش به فرمان تو ب...

نشنیدی که دلم گفت بمان ایست نروبه خدا وقت خدا حافظی ات نیست ...

با دوچشمان قشنگت عشقبازی میکنم با نت چشمان مستت نغمه سازی می...

ای یار ترمه پوش ، غزل ها فدایتان!آیا وکیلم عشق بریزم به پایت...

{ 𝐁𝐨𝐨𝐤 𝐨𝐟 𝐋𝐢𝐟𝐞 } { 5 } ٠ باید برای یه مهمونی پار...

ویو کوک در ساعتی که ات گفت....در مکانی که ات گفت...پیش آدمی ...

پارت ۱۱M:"هومم...اولین باره که میبینم ساسکه راجبش بهم خبر ند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط