پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال

پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال

لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را

وقت دلتنگی خود دارم و بس
دیدگاه ها (۸)

خوش تپبه .....

&&&&

یک عمر...!قفس بست...!مسیر نفسم را...!حالا که دری هست...!مرا ...

@@@@@@

از بس از دور بوسیدمت رنگای عکسا رفتنحیف منی که کوچه ها رو تن...

عشق رازی‌ست که خورشید به بارانش گفتنیز رمزی که شقایق به گلست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط