بیتهای نارنجی

بیت‌های نارنجی 🏮

نگاهش سنگین بود
خیلی سنگین
سعی کرد فرار کند
به بن‌بست خورد
نباید این حرف را می‌زد ؟
" حرف بدی زدم ؟؟ "
او سرش را پایین انداخت :
" نه ، فکر نکنم ... "
فقط نمی‌خواست او بمیرد ...

_ بیت‌های نارنجی _
دیدگاه ها (۲)

بیت‌های نارنجی 🏮برای آنان کهکابوس هایشان رازندگی می‌کنندتا د...

بیت‌های نارنجی 🏮برای آنان که خویش را خرد و خاموش می‌پندارندب...

بیت‌های نارنجی 🏮انگار می‌دانست که مأموریت آخرش استو برگشتی د...

بیت‌های نارنجی 🏮تنها بودتنها و بی‌کسهیچ‌کس را نداشتمسخره‌اش ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۵۵میون‌شی لبخندی زد و قاشق بعدی را ...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط