پشیمونی
پشیمونی 😔
{طابع قوانین ویسگون}
ته. اومدی خوشگلم
&اره
کوک. بهتری؟
&اوم خوبم
جین. بیا بشین داداشی
&باشه
نامی. مشخصه هنوزم خوابت میاد نه؟
&اره خیلی
کوک. بعد از غذا برو بخواب خوشگلم
&باشه
یونگی. هارا تو چرا داری با غذات بازی میکنی بخور دیگه
&اشتها ندارم
هوپی. چرا اتفاقی افتاده
جیمین. از دست ما ناراحتی؟
&نه میل ندارم
جین. الهی قربونت برم تو که چیزی نخوردی از صبح الان باید گشنت باشه
&من زیاد غذا دوست ندارم شاید در روز یه وعده بخورم یا شاید اونم نخورم و بمونه برای روز بعد
یونگی. اینطوری که داری خودتو داغون میکنی
&نه تا حالت که اتفاقی نیفتاده
ته. الان نمیفته اما چند سال بعد حالت بد میشه
کوک. اره راست میگه دیگه اینکارو نکن
&خوب گشنم نمیشه چیکار کنم
نامی. بیا این قرص اشتها اوره بخورش
&خالم بد نشه
هوپی. نه چیزی نمیشه
&خیلی خوب باشه (یه دونه قرص از نامجون میگیره و میخوره)
جیمین. الان کم کم گشنت میشه
&همین الآنم گشنم شد
جین. پس بخور عزیزم
&اوم چه خوبه
(بعد از شام )
نامی. آخه تو چطوری اینقدر خوشگلی (لبخند مخصوصش رو میزنه)
&آیی خیلی قشنگ میخندین تا حالا این خندتون رو ندیده بودم (ذوق)
کوک. هیونگ معروفه به این لبخندش
&میشه از این به بعد بیشتر بخندید
نامی. چشم هر چی تو بگی نفسم (با موهاش بازی میکنه)
یونگی. آیی خیلی خسته شدم
جین. به بار ظرفارو شستی ها
یونگی. من نمیدونم وقتی خدمتکار داریم چرا باید من بشورم
هوپی. اونا رفتن مرخصی
یونگی. باشه بابا(خودشو پرت کرد رو مبل)
&خسته نباشی داداش(سرشو میزاره رو شونش و بازوش رو بغل میکنه)
یونگی. مرسی فدات شم(سرشو میبوسه)
&(عطر تن یونگی رو به داخل ریه هاش میکشه و چشماشو میبنده )
جیمین. داداشی اینجا نخواب بلند شو برو رو تختت
&نه میخوام یکم دیگه پیشتون بمونم
کوک. اصلا بیاین یه کاری کنیم
ته. چی
کوک. رخت خواب بندازیم تو پذیرایی و بخوابیم
&اره این خیلی خوبه(ذوق میکنه)
یونگی. الهی من فدای اون ذوقت بشم(لپشو میوبسه
کوک. خوب من رخت خوابارو آوردم
&بزار کمکت کنم
نامی. تو بشین خوشگلم پسرا میندازن
&خوب منم کمک میکنم
هوپی. نه ما میندازیم
یونگی. اره عشقم تو بشین پیش من اونا میندازن(محکم به بغلش فشارش میده)
جیمین. هیونگ تو نمیای کمک
یونگی. یا هیونگی گفتن مکنه ی گفتن
جین و جیهوپ ونامجون. راست میگی پس ما هم مینشینیم
ته. هعی روزگار آخه ما چه گناهی کردیم که مکنه شدیم
کوک. دقیقا
جیمین. خوب تموم شد
&وای خیلی باحال شد
جین. وایسا الان باحال ترم میشه(ریسه ی پرده رو روشن میکنه و خونه تبدیل میشه به یه فضای رویایی)
&وای داداش عاشقتم(با ذوق میره بغل جین )
جین. منم مادمازل(موهاشو میبوسه)
یونگی. خوب بخوابیم دیگه
(همه سر جاهاشون دراز کشیدن و هارا وسط بین کوک و نامجون خوابیده و تو بغل نامجونه)
&خیلی دوستتون دارم(بلند میگه تا همه بشنون)
اعضا. ما هم پرنسس💞
🎀پایان🎀
{طابع قوانین ویسگون}
ته. اومدی خوشگلم
&اره
کوک. بهتری؟
&اوم خوبم
جین. بیا بشین داداشی
&باشه
نامی. مشخصه هنوزم خوابت میاد نه؟
&اره خیلی
کوک. بعد از غذا برو بخواب خوشگلم
&باشه
یونگی. هارا تو چرا داری با غذات بازی میکنی بخور دیگه
&اشتها ندارم
هوپی. چرا اتفاقی افتاده
جیمین. از دست ما ناراحتی؟
&نه میل ندارم
جین. الهی قربونت برم تو که چیزی نخوردی از صبح الان باید گشنت باشه
&من زیاد غذا دوست ندارم شاید در روز یه وعده بخورم یا شاید اونم نخورم و بمونه برای روز بعد
یونگی. اینطوری که داری خودتو داغون میکنی
&نه تا حالت که اتفاقی نیفتاده
ته. الان نمیفته اما چند سال بعد حالت بد میشه
کوک. اره راست میگه دیگه اینکارو نکن
&خوب گشنم نمیشه چیکار کنم
نامی. بیا این قرص اشتها اوره بخورش
&خالم بد نشه
هوپی. نه چیزی نمیشه
&خیلی خوب باشه (یه دونه قرص از نامجون میگیره و میخوره)
جیمین. الان کم کم گشنت میشه
&همین الآنم گشنم شد
جین. پس بخور عزیزم
&اوم چه خوبه
(بعد از شام )
نامی. آخه تو چطوری اینقدر خوشگلی (لبخند مخصوصش رو میزنه)
&آیی خیلی قشنگ میخندین تا حالا این خندتون رو ندیده بودم (ذوق)
کوک. هیونگ معروفه به این لبخندش
&میشه از این به بعد بیشتر بخندید
نامی. چشم هر چی تو بگی نفسم (با موهاش بازی میکنه)
یونگی. آیی خیلی خسته شدم
جین. به بار ظرفارو شستی ها
یونگی. من نمیدونم وقتی خدمتکار داریم چرا باید من بشورم
هوپی. اونا رفتن مرخصی
یونگی. باشه بابا(خودشو پرت کرد رو مبل)
&خسته نباشی داداش(سرشو میزاره رو شونش و بازوش رو بغل میکنه)
یونگی. مرسی فدات شم(سرشو میبوسه)
&(عطر تن یونگی رو به داخل ریه هاش میکشه و چشماشو میبنده )
جیمین. داداشی اینجا نخواب بلند شو برو رو تختت
&نه میخوام یکم دیگه پیشتون بمونم
کوک. اصلا بیاین یه کاری کنیم
ته. چی
کوک. رخت خواب بندازیم تو پذیرایی و بخوابیم
&اره این خیلی خوبه(ذوق میکنه)
یونگی. الهی من فدای اون ذوقت بشم(لپشو میوبسه
کوک. خوب من رخت خوابارو آوردم
&بزار کمکت کنم
نامی. تو بشین خوشگلم پسرا میندازن
&خوب منم کمک میکنم
هوپی. نه ما میندازیم
یونگی. اره عشقم تو بشین پیش من اونا میندازن(محکم به بغلش فشارش میده)
جیمین. هیونگ تو نمیای کمک
یونگی. یا هیونگی گفتن مکنه ی گفتن
جین و جیهوپ ونامجون. راست میگی پس ما هم مینشینیم
ته. هعی روزگار آخه ما چه گناهی کردیم که مکنه شدیم
کوک. دقیقا
جیمین. خوب تموم شد
&وای خیلی باحال شد
جین. وایسا الان باحال ترم میشه(ریسه ی پرده رو روشن میکنه و خونه تبدیل میشه به یه فضای رویایی)
&وای داداش عاشقتم(با ذوق میره بغل جین )
جین. منم مادمازل(موهاشو میبوسه)
یونگی. خوب بخوابیم دیگه
(همه سر جاهاشون دراز کشیدن و هارا وسط بین کوک و نامجون خوابیده و تو بغل نامجونه)
&خیلی دوستتون دارم(بلند میگه تا همه بشنون)
اعضا. ما هم پرنسس💞
🎀پایان🎀
- ۳.۰k
- ۰۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط