ویو جونگکوک
ویو جونگکوک
محاله بزارم پسرم هم عین خودم درد بکشه!ولی اگه دختر شد.. میتونم به راحتی عذابش بدم
-نه من اینکارو نمیکنم...البته اگه پسر شد
+ج.. جونگکوک جنسیت بچه..دست ما نیست
عصبی غریدم
-ولی باید باشه ات...
بغضشو گورت داد و لبخند زد
+حالت بهتره؟
-نه
+جیمین...جیمین زندگیش چجوری بود؟منظورم زمانی که تو داشتی درد میکشیدی جیمین کجا بود؟
تک خنده ای کردم و گفتم
-اون..واوووو یه زندگی داشت که همیشه ارزوشو میکردم حموم استاندارد داخل وان،خواب تو تخت و..آزادی
آروم تو بغلش کشیدتم
+پسر مظلوم من...
خودمو جدا کردم و یه ابرومو بالا انداختم
-مظلوم؟من دیگه مظلوم نیستم..میتونم داخل اتاق شکنجه بهت ثابتش کنم یا..رو تخت
بهت زده بهم خیره شد که ادامه دادم
-من پسرت نیستم ازت ۵۰ سال (ده سال) بزرگترم
+لازم نکرده...نمیخوام ثابت کنی بهم تازه خوب شدم...
-جیمین و خیلی دوست داری؟
تک خنده ای کرد و با بغض گفت
+م-من نمیتونم بهش برسم..کامیلا..اون خیلی خوشگل تر از منه
-تو بدسلیقه ترین دختری هستی که تا به حال دیدم
با اخم نگام کرد
+چون جیمینو دوست دارم؟؟
-نه چون فک میکنی کامیلا خوشگله
من عاشقش نبودم اما خب اون امشب کمکم کرد حالم بهتر بشه
+خب هست
-تایپم نی
+ن..نینا کجاست؟
با صدای ضعیف گفتم...
-اسمشو نیار
+باش..آزاد شده؟
-اره
با تردید گفتم...نینا محشر بود..محشر ترین دختری که تا به حال به عمرم دیدم آت آروم گفت
+من برمیگردم به اتاقمون.. ببخشید بابت مزاحمت
-برو
آروم پاشد و رفت سمت در و برای لحظه ای توقف کرد
محاله بزارم پسرم هم عین خودم درد بکشه!ولی اگه دختر شد.. میتونم به راحتی عذابش بدم
-نه من اینکارو نمیکنم...البته اگه پسر شد
+ج.. جونگکوک جنسیت بچه..دست ما نیست
عصبی غریدم
-ولی باید باشه ات...
بغضشو گورت داد و لبخند زد
+حالت بهتره؟
-نه
+جیمین...جیمین زندگیش چجوری بود؟منظورم زمانی که تو داشتی درد میکشیدی جیمین کجا بود؟
تک خنده ای کردم و گفتم
-اون..واوووو یه زندگی داشت که همیشه ارزوشو میکردم حموم استاندارد داخل وان،خواب تو تخت و..آزادی
آروم تو بغلش کشیدتم
+پسر مظلوم من...
خودمو جدا کردم و یه ابرومو بالا انداختم
-مظلوم؟من دیگه مظلوم نیستم..میتونم داخل اتاق شکنجه بهت ثابتش کنم یا..رو تخت
بهت زده بهم خیره شد که ادامه دادم
-من پسرت نیستم ازت ۵۰ سال (ده سال) بزرگترم
+لازم نکرده...نمیخوام ثابت کنی بهم تازه خوب شدم...
-جیمین و خیلی دوست داری؟
تک خنده ای کرد و با بغض گفت
+م-من نمیتونم بهش برسم..کامیلا..اون خیلی خوشگل تر از منه
-تو بدسلیقه ترین دختری هستی که تا به حال دیدم
با اخم نگام کرد
+چون جیمینو دوست دارم؟؟
-نه چون فک میکنی کامیلا خوشگله
من عاشقش نبودم اما خب اون امشب کمکم کرد حالم بهتر بشه
+خب هست
-تایپم نی
+ن..نینا کجاست؟
با صدای ضعیف گفتم...
-اسمشو نیار
+باش..آزاد شده؟
-اره
با تردید گفتم...نینا محشر بود..محشر ترین دختری که تا به حال به عمرم دیدم آت آروم گفت
+من برمیگردم به اتاقمون.. ببخشید بابت مزاحمت
-برو
آروم پاشد و رفت سمت در و برای لحظه ای توقف کرد
- ۷.۹k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط