صبحانه غزل سروده ام زود بیا

صبحــانه غزل ســروده ام ،زود بیا
مستــانه تـــو را ستوده ام،زود بیا

من بر همه عاشقــم ، به تو وابسته
حالا که بغل گشـــــوده ام ،زود بیا
صــبح_بخـیر
دیدگاه ها (۱)

وقتی تو میخندیعشقحضورش را اثبات میکند.

بیـا باز دوباره بی تابم کن ... منو تو رنگه چشـات خوابم کن نگ...

گاهی دلت می‌خواهد در شلوغیروزگارش بیاید تنگ در آغوشت بگیرد ب...

میان خاطرات بی شمارمان ای آشنـا به بودنت ادامه بده... از اول...

- لعنت، خیلی خوشگلی.+ با این حرفا نمی‌تونی کاری کنی که ببخشم...

P20🧸{طابع قوانین ویسگون}&آخه کجا-اینجا (توی حیاط مخفی یه تاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط