#

#
حواسم پیش تو بود
شاید روی میز
کنار دفتر شعرت
روی بیت ها و قافیه ها
وقتی که مینوشتی
از عاشقانه هایت
از معشوقه ی زیبایت،
همان دختری که میرقصید
لابه لای شعرهایت
او که دلبری میکرد
نگاه تو با او بود
دستانت به گیسویش
چه طنازی میکرد
دخترک شعرت،
همان معشوقه ی همیشگی
همان دلبر شیرینت
نگاه تو سوی او بود
حواس تو پیش او بود
کمی آنسو تر اما
میان بغض و آه...
حواس من پیش تو بود....
دیدگاه ها (۱۴)

.گَر بگویم که تو در خونِ منیبُهتان نیست...

⚫ ."دوست داشتنی" من!وقتی همزمانبا دست هایت گیسوهایم راو با ...

ناله از دوری آن کن که تـــو رامیفهمد... عشق خود صرف همان کن ...

اعتماد پارت|۴۹|

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹³⁴جه‌نا:غریبه؟ اهه فکر نکنم غریبه باشیم…اگر هم باشیم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط