ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ شوهری ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ لواشک ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﯾﻬﻮ ﯾﺎﺩﺵ ﺍﻭﻣﺪ زنش لوا

ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ شوهری ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ لواشک ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ ﯾﻬﻮ ﯾﺎﺩﺵ ﺍﻭﻣﺪ زنش لواشک ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻩ ..





ﺍﺯ ﺩﻫﻨﺶ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﻮ جلدش ﺗﺎ ﺑﺒﺮﻩ ﺑﺮﺍﺵ !
یه خرده غیربهداشتیه ولی عاشقانه اس
حالا بازم لواشک لواشک کنین
دیدگاه ها (۵)

نشانه های گردش خون ضعیف و نامناسب؛بروز لکه های پوستیورم پاها...

شگفت‌انگیزترین نقاشی خیابانی سه‌بعدی

افرادی که به طور منظم دچار سردرد می شوند، باید روزی یک عدد م...

انسان با سه چیز مغرور می شود:نامِ بزرگخانه ی بزرگلباسِ فاخر...

خاطره من !!ﺳﺎﻝ۸۷ بودﺩ ﮐﻪ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﺷﺪﻡ ﺑﻨﺪﺭ ﻋﺴﻠﻮﯾﻪ ﯾﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺎﺭﺱ...

ﻫﻠﻦ ﺑﺎﺯ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻓﺼﻼ ، ﻧﻮﺑﺮ آﻭﺭﺩﻡﺑﺮﺍﺕ ﺍﺯ ﺧﺸﮏ ﺷﻬﺮﺳﺘﻮﻧﻤﻮﻥ ...

داستان راستان#لقماﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ #ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط