به دلایلی حالم خیلی خوب نبود و سناریو آرومم میکرد
به دلایلی حالم خیلی خوب نبود و سناریو آرومم میکرد
اینم اولین سناریویی که براتون میگذارم
سناریو : وقتی تو بغلشونی و آروم گردنشونو میبوسی
تام : داشت کتاب میخوند ، توهم عین یه کیتن تو بغلش بودی و دستت روی شونه اش بود و با دست دیگت بغلش کرده بودی به گردنش نگاه کردی سرتو به گودی اش بردی آروم لباتو روش کشیدی پوزخندی زد و در گوشت زمزمه کرد : تو باسیلیک درونمو بیدار میکنی بیبی 😏
متیو : طبق معمول دعوا کرده بود وقتی کار بستن زخم هاش تموم شد سرتو نزدیک گردنش بردی و آروم بوسیدی و گفتی : میشه به خاطر منم که شده کمتر دعوا کنی تدی
متیو : معلومه توله ولی اون حقش بود در ضمن بوسه هات شیرینه توله😌
تئو : از تمرین کوییدیچ برگشته بود و تو حیاط بغلش نشسته بودی اونم داشت با چوبدستیش بازی میکرد
ا.ت : خب کوییدیچ چطور بود ?
تئو : خوب بود
گردنشو بوسیدی و گفتی : بهم بی توجهی نکن بگذارش کنار
تئو : چشم Amore mio
دریکو : داشت حرف میزد و تو خم باید گوش میدادی چون اون میگفت حوصلت سر رفت که گردنشو بوسیدی عین یه نینی بغلت کرد و گوشه لبتو بوسید : دوستت دارم سیب سبز من 🥰😍
ریگولوس : تو بغلش خوابیده بودی که نگاهت به گردنش که زیر موهای فرفریش قایم شده بود افتاد موهاشو کنار داری و آروم گردنشو بوسیدی و نگاهش کردی سرخ شد و لبخندی زد
ریگی : دوستت دارم هانی 😊😊
لورنزو : ساعت ۸ بود و توی کتابخونه بودید داشتید درس میخوندید سرش رو میز بود گردنشو با انگشت کوچولوت نوازش کردی و بوسیدی یکم خجالت کشید ولی گفت
لورنزو : خیلی کیوتی دارلینگ بریم دیگه درس بسه
و کتاباتونو جمع کردید و رفتید 😁😄
لایک یادتون نره 💖
درخواستی داشتید لینک ناشناس سنجاق شده 😁
اینم اولین سناریویی که براتون میگذارم
سناریو : وقتی تو بغلشونی و آروم گردنشونو میبوسی
تام : داشت کتاب میخوند ، توهم عین یه کیتن تو بغلش بودی و دستت روی شونه اش بود و با دست دیگت بغلش کرده بودی به گردنش نگاه کردی سرتو به گودی اش بردی آروم لباتو روش کشیدی پوزخندی زد و در گوشت زمزمه کرد : تو باسیلیک درونمو بیدار میکنی بیبی 😏
متیو : طبق معمول دعوا کرده بود وقتی کار بستن زخم هاش تموم شد سرتو نزدیک گردنش بردی و آروم بوسیدی و گفتی : میشه به خاطر منم که شده کمتر دعوا کنی تدی
متیو : معلومه توله ولی اون حقش بود در ضمن بوسه هات شیرینه توله😌
تئو : از تمرین کوییدیچ برگشته بود و تو حیاط بغلش نشسته بودی اونم داشت با چوبدستیش بازی میکرد
ا.ت : خب کوییدیچ چطور بود ?
تئو : خوب بود
گردنشو بوسیدی و گفتی : بهم بی توجهی نکن بگذارش کنار
تئو : چشم Amore mio
دریکو : داشت حرف میزد و تو خم باید گوش میدادی چون اون میگفت حوصلت سر رفت که گردنشو بوسیدی عین یه نینی بغلت کرد و گوشه لبتو بوسید : دوستت دارم سیب سبز من 🥰😍
ریگولوس : تو بغلش خوابیده بودی که نگاهت به گردنش که زیر موهای فرفریش قایم شده بود افتاد موهاشو کنار داری و آروم گردنشو بوسیدی و نگاهش کردی سرخ شد و لبخندی زد
ریگی : دوستت دارم هانی 😊😊
لورنزو : ساعت ۸ بود و توی کتابخونه بودید داشتید درس میخوندید سرش رو میز بود گردنشو با انگشت کوچولوت نوازش کردی و بوسیدی یکم خجالت کشید ولی گفت
لورنزو : خیلی کیوتی دارلینگ بریم دیگه درس بسه
و کتاباتونو جمع کردید و رفتید 😁😄
لایک یادتون نره 💖
درخواستی داشتید لینک ناشناس سنجاق شده 😁
- ۱۴۰
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط