Knife Dead

Knife Dead
…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart 76…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷ

جونکوک تکیه کناری به صندلی نشسته بود و نگاهی به دخترک انداخت
جونکوک: چی شده خوشگله
ات: نمی‌خورم
جونکوک بهش نزدیک شد و نگاهی به کاسه روبه رو اش انداخت
جونکوک: تو که امتحانش هم نکردی خوشگلم
دخترک با اخم گفت ...... ات: ایش رنگش رو دوست ندارم
( اسلاید دو بستنی کاراملی )
جونکوک خنده ای کرد و موهای دخترک رو پس زد و صورتش را نزدیک صورتی که نیم رخ اش محشر بود کرد و آروم کنار گوشش زمزمه کرد
جونکوک: اول کمی بخورش بعد نظر بده فراری
ات: نه نمیخواهم آخه رنگش یه جوریه
جونکوک آروم لب هایش را نوازش وار رو گونه نرم و تپل دخترک کشید این لمسی باعث بستن چشم هایش ات شد .... جونکوک آروم گفت
جونکوک: خوشگله چرا بهونه میاری ؟
ات : جونکوک
جونکوک: هوم
ات: میشه یه بستنی دیگه ای سفارش بدم ؟
جونکوک بوسه کوتاهی رو خط فک دخترک گذاشت و آروم لای دندون هایش گفت
جونکوک: کافیه جون یه آدم رو بخواهی تا برات بیارمش بستنی که صحنه
ات: پس برام سفارش بده
جونکوک بوسی نرمی رو گونه دخترک گذاشت و کمی ازش فاصله گرفت با بلند کردن دستش گارسون سمتش آمد ....
جونکوک: خوشگله به نظرت میوه کرده علاقت چیه
ات: برام فرقی نداره
جونکوک: پس بستنی با طعم موز چطوره
ات: نمی‌دونم
جونکوک سمنه گارسون چشم دوخت و گفت
جونکوک: برای این خانم خوشگله بستنی با طعم موز بیارید
گ : چشم الان آماده میشه
اسلاید ۳

گ : همون طور که خواسته بودین سفارش شما رو آوردیم
جونکوک: ممنون .... خوشگله خب اینم از بستنی شما
دخترک با چشم های ذوق زده به بستنی زرد رنگ چشم دوخته بود
ات: ممنون ازت
کمی از بستنی را تو قاشق برداشت و بعد از گذاشتن در دهانش مزه شیرینی بستنی با طعم موز در دهنش جاری شدن دخترک بعد از کشیدن طعم بستنی سمته جونکوک نگاه کرد با کمی اخم گفت
ات: میشه بریم
جونکوک دست دخترک را گرفت و گفت
جونکوک: چرا تو که هنوز یک قاشق خوردی
دخترک اخم ای کرد و کاسه سفید رنگ را هول‌ داد
ات: مزه بدی میده
جونکوک : باشه خوشگله بگو ببینم دیگه چی دوست داری اونو سفارش بدیم .... ات: نه بریم کتاب خونه
جونکوک دستش را تکیه سرش کرد و آرنج اش رو میز گذاشت و خمیازه ای کشید با کلافگی زمزمه کرد
جونکوک: دیوونم کردی
ات : باشه تو بمون من میریم
دخترک بعد از برداشت کیف اش بلند شد و سمته در قدم برداشت جونکوک شوکه بهش خیره شد بعد از حساب کردن زود بلند شد و دنبالش با دویدن رسید زود گفت
جونکوک: نمیریم کتابخونه
ات شوکه بهش خیره شد .... ات: چرا ؟
جونکوک دست ات را گرفت و انگشت هایش را میان انگشت هایش گره زد و بودن توجه به آن دختر که آروم می‌رفت به دنیا خودش می‌کشاند
جونکوک : خانم کیم اونجاست
دیدگاه ها (۴)

حمایت خیلی کمه

Knife Dead …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart 78…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷجونکوک لبخندی زد و موه...

Knife Dead …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart 75…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷجونکوک: چی‌ سفارش بدیم...

Knife Dead …⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷPart 74…⁠ᘛ⁠⁐̤⁠ᕐ⁠ᐷجونکوک کمی با عصبانیت ...

کلافه گوشی به دست مشغول نوشتن پیام شد و ارسال نمود .. دخترک ...

𝑺𝒑𝒆𝒆𝒄𝒉𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒍𝒐𝒗𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟓ویو تهیونگبعد از چندین دقیقه توی اتوبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط