تا که مِضرابش به تاری ساز شد،

تا که مِضرابش به تاری ساز شد،


رمز و راز عشق را پَر باز شد!
دیدگاه ها (۴)

یخ این دست ها رو واکن،منو با خنده صدا کن!

با یه ذرّه مهربونی، من پُر کُن از جوونی!!

ای همیشه در میان و ناپدید،آه...... امشب خون به چشم شب رسید!

باز امشب دل به تاریکی نشست،گریۀ بیدی نفس بر سینه بست!

رمز و راز مهتاب

سریال رمز راز مهتاب

رمز و راز مهتاب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط