حکایت ؛

حکایت ؛

تحمل نیش عقرب ؛

نصربن احمد سامانی یکی از سپهسالاران خود را که علی نام داشت به جنگ «ماکان» نامزد کرد و در حالی که به او اندرزهای سیاسی می داد، عقربی به درون پیراهن علی راه یافت و هفده نوبت او را نیش زد ولی او دم برنیاورد. چون سخن نصر به پایان رسید علی جامه از تن بیرون کرد و حاضران از ماجرا با خبر شدند. چون امیر نصر علت تحمل او را پرسید گفت: «اگر در حضور امیر از زخم عقربی اضطراب نموده و سخن ایشان را ناتمام بگذارم چگونه به استقبال دشمن بروم؟»
دیدگاه ها (۳)

از من نخواه که بمانم... ؛ وقتی فرزندم شهید محسن وزوایی می‌خ...

غنی مطلق خداست ؛ شهید آیت ا... سیدعبدالحسین دستغیب در مذمت «...

چهره بانوی 7000 ساله تهرانی ؛ «حفر چاه فاضلاب» و کشف آثار 40...

حضور گسترده هنرمندان در مراسم تشییع شهدا ؛جمعی از اهالی سین...

#شرح_حکمت ۶۱❣ امير‌المؤمنين علی علیه‌السلام فرمودند:✨ زن عقر...

مرحوم عراقی در دار السلام از یکی از صلحائ و خوبان حکایت والد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

تاتامی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط