هیونجین هیونجین باریستای کافه ای بود که همیشه میرفتی
هیونجین: هیونجین باریستای کافه ای بود که همیشه میرفتی....یه روز که رفته بودی اونجا گفت:
-همون همیشگی؟؟
+اره خودشه...
-الان براتون میارم..
+ممنون.
(سر میز)
-خانم میتونم شمارتونو داشته باشم؟؟؟
+حتما...
و اینجوری آشنا شدین...
هان: دوست صمیمیت بود و نشسته بودین داشتین حرف میزدین که گفت...
-ا.ت دوست دارم...
+منم..
-ولی بیشتر از دوست...
-میشه باهم باشیم؟؟؟
+عااااممممم....خب راستش منم روت کراشم.
-میشه باهم باشیم؟؟
+حتما هانییییی
#mahoor
-همون همیشگی؟؟
+اره خودشه...
-الان براتون میارم..
+ممنون.
(سر میز)
-خانم میتونم شمارتونو داشته باشم؟؟؟
+حتما...
و اینجوری آشنا شدین...
هان: دوست صمیمیت بود و نشسته بودین داشتین حرف میزدین که گفت...
-ا.ت دوست دارم...
+منم..
-ولی بیشتر از دوست...
-میشه باهم باشیم؟؟؟
+عااااممممم....خب راستش منم روت کراشم.
-میشه باهم باشیم؟؟
+حتما هانییییی
#mahoor
- ۵۳۷
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط