این بدن فقط میتونه روی تخت به نمایش گذاشته بشه...
این بدن فقط میتونه روی تخت به نمایش گذاشته بشه...
موضوع:باهاش به عنوان دوست دختر دعوامون شده و قهریم و اون تحریک میشه اصمات
Part:2
چان دستاش رو زیر پاهای ات انداخت براید استایل بغلش کرد و به سمت اتاق بردتتش روی تخت پرتش کرد و به سمت در رفت،قفلش کرد و درحالی که داشت دکمههای پیراهنش رو باز میکرد به سمت ات میومد
+چان ما هنوز...هنوز...ازدواجم نکردیم پس دست بردار(ترس)
_چطور بهم میگی دست بردارم درحالی که با اون لباس رو پوشیده بودی
+چان اون لباس حتی باز هم نبود بعد تو داری بهونه میاری؟
_سی//نههات توش مشخصه
+بعد این چه اشکالی داره؟
_خیلیم اشکال داره
چان به ات نزدیک شد روش خیمه زد وحشتناک شروع به بوسیدن لباش کرد،شروع به تکون دادن خودت کردی تا از زیرش در بری ولی دریغ از ذرهای جابجایی بود چان وقتی تلاش هات برای خارج شدن از زیرش رو دید پوزخندی زد و ازت جدا شد و با نگاهی ترسناک بهت خیره شد و آروم لباست رو از تنت در آورد،میشد گفت کاملا لخت بودی چان نگاهی به سر تا پات کرد و با پوزخندی گفت
_آه فاک....بدنت حتی از خودتم قشنگتره
بعد از تموم کردن حرفش یکی از سی//نه هات رو وارد دهنش کرد و شروع به مکیدن کرد و سی//نه دیگهت رو توی دستاش گرفت و شروع به بازی باهاش کرد
بعد از 7 مین سی//نه هاش رو وِل کرد و چاک سی//نه هاش تا پوص//ینش شروع به لیس زدن کرد وقتی با پوص//ین ات برخورد کرد گاز ریزی گرفت و بلافاصله زیپ شلوارش رو باز کرد و دیکش رو خارج کرد،توی دستش گرفت و با یه ضربه کلش رو وارد ات کرد و تند تند شروع به ضربه زدن کرد
+آههههههههه....چان لطفا.....آححح...آرومتر
_بیبی از الان به بعد.....میتونی بجای چان..... ددی صدام کنی!
+آهههههه....آححح
_آفرین بیب کارت خوبه....عاشق صدای.....نالههاتم
+ددی آحِ....آرومتررر لطفا
_چطور میتونم....آرومترش کنم وقتی....انقدر صدای نالههات دلنشینه
بعد از حدود 30 مین چان با حس اینکه داره میاد از ات بیرون کشید و به محض اینکه بیرون کشید ریخت رو تخت،ات نگاهش رو به روی تخت داد و چهرهای اعصبانی نگاهش رو به چان داد
_برات تخت میگیرم(با ترس)
درخواست ملکه👸🪄: @aj1392aj
END🎀✨️
موضوع:باهاش به عنوان دوست دختر دعوامون شده و قهریم و اون تحریک میشه اصمات
Part:2
چان دستاش رو زیر پاهای ات انداخت براید استایل بغلش کرد و به سمت اتاق بردتتش روی تخت پرتش کرد و به سمت در رفت،قفلش کرد و درحالی که داشت دکمههای پیراهنش رو باز میکرد به سمت ات میومد
+چان ما هنوز...هنوز...ازدواجم نکردیم پس دست بردار(ترس)
_چطور بهم میگی دست بردارم درحالی که با اون لباس رو پوشیده بودی
+چان اون لباس حتی باز هم نبود بعد تو داری بهونه میاری؟
_سی//نههات توش مشخصه
+بعد این چه اشکالی داره؟
_خیلیم اشکال داره
چان به ات نزدیک شد روش خیمه زد وحشتناک شروع به بوسیدن لباش کرد،شروع به تکون دادن خودت کردی تا از زیرش در بری ولی دریغ از ذرهای جابجایی بود چان وقتی تلاش هات برای خارج شدن از زیرش رو دید پوزخندی زد و ازت جدا شد و با نگاهی ترسناک بهت خیره شد و آروم لباست رو از تنت در آورد،میشد گفت کاملا لخت بودی چان نگاهی به سر تا پات کرد و با پوزخندی گفت
_آه فاک....بدنت حتی از خودتم قشنگتره
بعد از تموم کردن حرفش یکی از سی//نه هات رو وارد دهنش کرد و شروع به مکیدن کرد و سی//نه دیگهت رو توی دستاش گرفت و شروع به بازی باهاش کرد
بعد از 7 مین سی//نه هاش رو وِل کرد و چاک سی//نه هاش تا پوص//ینش شروع به لیس زدن کرد وقتی با پوص//ین ات برخورد کرد گاز ریزی گرفت و بلافاصله زیپ شلوارش رو باز کرد و دیکش رو خارج کرد،توی دستش گرفت و با یه ضربه کلش رو وارد ات کرد و تند تند شروع به ضربه زدن کرد
+آههههههههه....چان لطفا.....آححح...آرومتر
_بیبی از الان به بعد.....میتونی بجای چان..... ددی صدام کنی!
+آهههههه....آححح
_آفرین بیب کارت خوبه....عاشق صدای.....نالههاتم
+ددی آحِ....آرومتررر لطفا
_چطور میتونم....آرومترش کنم وقتی....انقدر صدای نالههات دلنشینه
بعد از حدود 30 مین چان با حس اینکه داره میاد از ات بیرون کشید و به محض اینکه بیرون کشید ریخت رو تخت،ات نگاهش رو به روی تخت داد و چهرهای اعصبانی نگاهش رو به چان داد
_برات تخت میگیرم(با ترس)
درخواست ملکه👸🪄: @aj1392aj
END🎀✨️
- ۱۹۹
- ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط