سلام

سلام
خاطره دوم
حدود ده سال پیش مادرم به بیماریه وسواس مبتلا میشه,و در عین حال باردار هم بودن بعد از کلی ویزیت پزشک و مشاوره همه نظر میدادن مادرم بعد از زایمان بیماریش خوب نمیشه و هیچ اثری از وسواس نخواهد بود. بعد از زایمان متاسفانه اثر نداشت ک هیچ بیماریشون بدتر هم شده بود و مجبور شدیم به دعا نویس رو ییاریم منتهی اکثرا بی فایده بود چیزی جز سرکیسه شدن عایده مون نشد تا اینکه بعد کلی تحقیق یک دعا نویس متبحر یهمون معرفی شد ک با اجنه در ارتباط بود و کارشم خیلی خوب بود! جلسه اول خودم شخصا با مادرم رفتم همینکه مادرم نشست جلو یارو یهو یارو گفت با قرص و دوا و روانشناسی وسواست خوب شه!!! جفتمون کپ کردیم !! حتی اونهایی ک ایشون رو معرفی کردن هم غرییه بودن هم از بیماری مادرم اطلاعی نداشت.
شرو کرد به صحبت کردن ک چند صد سال پیش قبل خونتون محل استراحت اجنه بود و الان هم حدودا یه لشکر اجنه اونجا زندگی میکنن و نه تنها شما بلکه ساکنین قبلی هم مادر خونه دچار بیماری های روحی روانی میشده,من گفتم برو عمو مسخره کردی این چرتا چیه سرهم میکنی! ؟ یه لشکر اجنه خونه ما!؟ همش صد و بیست متر زمینه ی لشکرررر!؟!؟!؟ گفتم مامان پاشو بریم پاشو یارو شرو وو میگه حتما یکی از اشناها جریانو براش تعریف کرده.
edame darad
دیدگاه ها (۱)

ادامه پست قبلبعد حدود دو سال مادربزرگم اومد خونمون و عصر ک ش...

با سلام من میلاد هستم بیست ساله از شیراز،دانشجوی دانشگاه بیر...

دوستان گلم به خواسته ونظر یکی از فالورهای عزیز تصمیم دارم از...

!مسافر خانه تسخیر شدهیک شب سرد زمستونی بود،هوا گرگ و میش بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط