وقتی برادر ناتنیت بود

°•°•○°•°•وقتی برادر ناتنیت بود°•°•○°•°•
Part:9
《فردا صبح》
《اعضا با یونگی تو آشپزخونه رو صندلی نشستن》
《سنا و سلدا تو اتاقن》
جین:میخوای چیکار کنین؟!
نامی:بهتره....نمیدونم{خنده ضایع}
ته:از کشور بریم؟!
یونگی:نمیشه..اون یه مافیاس هرچی باشه پیدامون میکنه{کلافه}
کوک:با شیرموز بهش حمله کنیم؟!{ذوق}
جیمین:بچه بیا پایین{خنده}
کوک:اه... ته ته برام شیرموز میخری؟!{کیوت}
ته:باشه باشه{خنده}
یونگی:عه سنا اومدی
سنا:حوصلم سر رفتت
جین:زیرشو کم کن سر نره
سنا:نمکدون نشو میکشمت
هوپی:چرا یهو ترسناک شد
جیمین:راست میگی
سنا:اههه ناراحتم
یونگی:براچی؟
سنا:اون منو‌بدزده چی؟!
یونگی:من همیشه مواظبتم{لبخند}
سنا:واوو تنکیو{خنده}
ته:نمک در نمکدان شوری ندارد بتمن با کسی شوخی ندارد
جین:چه ربطی داشت؟!
ته:نمیدونم:/
هوپی:جرر{خنده}
ته:{خنده}
سلدا:م.یگم کوان از دیشب داره بهم پیام میده{نگران}
یونگی:چی میگه؟!
سلدا:من هیچکاری نکردم ولی میگه اگه جواب ندی میکشمت
یونگی:اون‌هیچکاری نمیتونه بکنه اوکی؟!
سلدا:باشه...ز.نگ زد
یونگی:جواب بده
《تماسو وصل کرد》
سلدا:س.لام
کوان:معلوم هست کجایی{داد}
یوری:عزیزم آروم باش
سنا:چی؟یوری؟{آروم ولی همه شنیدن:/}
سلدا:مگ.ه برا.ت مهمه؟!
کوان:گمشو بیا خونه همین الانن{داد}
سلدا:نمیخوام و نم.یام
کوان:میکشمت{خنده}
《گوشیو قطع کرد》
سلدا:یوری کیه؟!
سنا:آم‌چیزه هیچکس
جین:دروغ نگو
ته:آره راستشو بگو
《یونگ و مارال》
مارال:عزیزم آروم باش
یونگ:من چجوری آروم باشم اهه{کلافه}
یونگ:اون دوباره پیداش شد
《گوشیش زنگ خورد》

کیوتام ببخشید دیر گذاشتم:)
دیدگاه ها (۹)

زوج های فیک یونگی و سنا☆یونگ و مارال☆سلدا و جیمین☆تهیونگ و ک...

کانالم پاک شد....اونایی که تو اون کانالم بودنبیاین تو کانالی...

عررر ننهههه چقدرر امروز کیوتتت شدههههه

توجه توجه🤡👍🏻من جواب ناشناسارو تو روبیکا میزارمو تو ویسگون نم...

کاش براتون مهم بودم

عضوهای جدید ( پارت ۱۳ )

چند پارتی نامجون{درخواستی}ویو جین: این اولین باره سره یوری د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط