تا ببینیم این بادِ بی‌خبر

تا ببینیم این بادِ بی‌خبر
کِی باز با خود و این خوابِ خسته
عطر تازه‌ی چای و بوی روشنِ چراغ خواهد آورد... .
.
سیدعلی_صالحی
.
دیدگاه ها (۱)

جمعه گاهی شبیهِ دفترچه ی خاطراتی ستکه هر بار ، گوشه ای لم می...

به سال‌ها بعد فکر می‌کنم!به زیبایی سپیدی موهایمان.میدانستی؟پ...

پدرانمان داریوش گوش میکردندو ما عکس های پروفایلمان را تند تن...

دلم دردستِ او گیر است خودم از دستِ‌او دلگیرعجب دنیای بیرحمی ...

میشه توی زندگی بعدیم باز همو ببینیم ولی این دفعه تو با رویا...

روزی که مجبور بشیم زمین رو تخلیه کنیم من روی سیاره ی مسکونی ...

بوی قهوه این باراشیا را آشفته کردهفنجان نشسته ی صبحمشاجره ی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط