عشق یعنی خاطرات بی غبار، دفتری از شعر و از عطر بهار،

عشق یعنی خاطرات بی غبار، دفتری از شعر و از عطر بهار،
عشق یعنی یک تمنا یک نیاز، زمزمه از عاشقی با سوز و ساز
عشق یعنی چشم خیس مست او، زیر باران دست تو در دست او.
دیدگاه ها (۱)

باز باران... بی ترانه... بی هوای عاشقانه بی نوای عارفانه... ...

گاهی هوس میکنم تمام کاغذ های سفید روی میز را از نام تو پر کن...

اهورامزدارنگ راازآب و اهریمن را از آتش زدود تایلدا دخترآریا ...

قسم خورده بودم اگه ازتوجداشم دیگه حتی یه لحظه توفکرت نباشم، ...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

🍒🌱یک شب پرنده شد دلِ من در هوای تو..پـَر زد، بـه روی بـامِ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط