[بازی مرگ ]
[بازی مرگ ]
پارت 24
در ساختمان نیمه کاره بلندی که از زاویهای جلو ترسناک دیده میشد ماشین های مشکی که نشانه آتیش روی خودشون داشت جلوی آن ساختمان پارک شده بودند از دو معلوم میشد این ماشین ها فقط ماله اعضای محفل آتیش هستند..
سانگ بوم با نیشخندی آن ورقه ها که از طرف روئیسای روسیه بودند را امضاء کرد با زبان آنها با خوشحالی لب زد سانگ بوم : پس الان دیگه شریک شدیم
...: البته که آره
جانگ مین کوچیکترین عضو محفل که همیشه ساکت و آرومه تا آن لحظه ای که آنها قرار داد میبستند سکوت کرده بود زیرک تر از این حرف ها بود
جانگ مین : خوب صد میلیارد دلار ما که از بانک مین گیل برداشتیم و بهتون دادیم چی میشه
.. : نگران پول نباشید اونا پیشه ما میمونن هروقت تونستیم جنس هامونو وارده کشور کنیم دوباره پسش میدیم
سانگ هیون سیک مرد خیبث و گدایی پول با خوشحالی به برگه های تو دستش نگاه میکرد هیون سیک: یعنی الان ما صاحب بزرگترین شرکت های کره هستیم
... : آره شما خوش بگذرونید ما دیگه بریم به کارا برسیم
مرد های روسیه ای سریع وسایل رو جمع کردن و قرار داد رو هم برداشتند بلافاصله آنجا را ترک گفتند دوید به طرفه سانگ بوم رفت به آرومی دم گوشش زمزمه کرد دوید: فکر نمیکنی کارمون اشتباه بوده اونا اصلا عادی رفتار نمیکردن
سانگ بوم با نیشخندی نجوا کرد : نه همه اعضای محفل اینو قبول کردن پس نگران چی باشیم
دوید: باشه من میرم سرم خیلی درد میکنه اینجا با شما
قدم برداشت به طرف خروجی سانگ بوم دوباره سریع به طرفش رفت قرص های که تو پاکت سیاهی بودن رو به طرفش گرفت
سانگ بوم : یادت رفت ببریش مگه نمیدونی باید بخوری اینا رو وگرنه سر درد میشی
دوید با موهای که یه چشم اش را پنهان کرده بود بدون حرفی قرص ها رو ازش گرفت به خیال اینکه قرص های عادی هستن همیشه مصرف میکرد ...
ــــــــــــــ٫٫٫٫
در سالن مشکی اش که حاصل از مبل های زرشکی رنگ نرم و شفاف بودند روی یکی از آن مبل های نرم با کت شلوار مشکی رنگ مردانه و موهای ژل زده شده نشسته بود جدی به صفحه گوشی اش خیره بود کلافه از اینکه خیلی وقته که منتظره هریه گوشی را کنار گذاشت با اخم های رو پیشانیش بلند شد و به طرفه اتاقی که هری داخلش بود قدم برداشت ..
پارت 24
در ساختمان نیمه کاره بلندی که از زاویهای جلو ترسناک دیده میشد ماشین های مشکی که نشانه آتیش روی خودشون داشت جلوی آن ساختمان پارک شده بودند از دو معلوم میشد این ماشین ها فقط ماله اعضای محفل آتیش هستند..
سانگ بوم با نیشخندی آن ورقه ها که از طرف روئیسای روسیه بودند را امضاء کرد با زبان آنها با خوشحالی لب زد سانگ بوم : پس الان دیگه شریک شدیم
...: البته که آره
جانگ مین کوچیکترین عضو محفل که همیشه ساکت و آرومه تا آن لحظه ای که آنها قرار داد میبستند سکوت کرده بود زیرک تر از این حرف ها بود
جانگ مین : خوب صد میلیارد دلار ما که از بانک مین گیل برداشتیم و بهتون دادیم چی میشه
.. : نگران پول نباشید اونا پیشه ما میمونن هروقت تونستیم جنس هامونو وارده کشور کنیم دوباره پسش میدیم
سانگ هیون سیک مرد خیبث و گدایی پول با خوشحالی به برگه های تو دستش نگاه میکرد هیون سیک: یعنی الان ما صاحب بزرگترین شرکت های کره هستیم
... : آره شما خوش بگذرونید ما دیگه بریم به کارا برسیم
مرد های روسیه ای سریع وسایل رو جمع کردن و قرار داد رو هم برداشتند بلافاصله آنجا را ترک گفتند دوید به طرفه سانگ بوم رفت به آرومی دم گوشش زمزمه کرد دوید: فکر نمیکنی کارمون اشتباه بوده اونا اصلا عادی رفتار نمیکردن
سانگ بوم با نیشخندی نجوا کرد : نه همه اعضای محفل اینو قبول کردن پس نگران چی باشیم
دوید: باشه من میرم سرم خیلی درد میکنه اینجا با شما
قدم برداشت به طرف خروجی سانگ بوم دوباره سریع به طرفش رفت قرص های که تو پاکت سیاهی بودن رو به طرفش گرفت
سانگ بوم : یادت رفت ببریش مگه نمیدونی باید بخوری اینا رو وگرنه سر درد میشی
دوید با موهای که یه چشم اش را پنهان کرده بود بدون حرفی قرص ها رو ازش گرفت به خیال اینکه قرص های عادی هستن همیشه مصرف میکرد ...
ــــــــــــــ٫٫٫٫
در سالن مشکی اش که حاصل از مبل های زرشکی رنگ نرم و شفاف بودند روی یکی از آن مبل های نرم با کت شلوار مشکی رنگ مردانه و موهای ژل زده شده نشسته بود جدی به صفحه گوشی اش خیره بود کلافه از اینکه خیلی وقته که منتظره هریه گوشی را کنار گذاشت با اخم های رو پیشانیش بلند شد و به طرفه اتاقی که هری داخلش بود قدم برداشت ..
- ۱۷.۱k
- ۱۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط