بچسب به من

بچسب به من
مثل چادری بعد از کار..
مثل دیدار‌دانه انگور‌با لب..
آن هم وسط تماشای فیلم های
پر از بوسه!!

مثل خواب بعد از خواندن شعرهای
مربوط..
مثل نوازش اول نرم آفتاب اول صبح..
مثل صبحانه بعد از حمام..
مثل پیراهنی که اولین بار می پوشی
و آینه از ذوق میخندد..
مثل نشستن پروانه روی دستگیره ی
در و کمی دیر شدن..
مثل کفش هایی که سمت روز تازه ایستاده اند..
مثل‌سلام پیر مردی که،بوی نان تازه جوانش کرده است..
مثل‌لبخند معشوقه چشم به را و هنوز زیبایش..
مثل خودمانی شدن اسم تو،با لب هایم..!!

بچسب....
بچسب به من!!
مرا به‌خودم بیاور..
به لب هایت..
به هرچه قشنگی در دنیاست....!!


«رسول‌ادهمی»
دیدگاه ها (۱۶)

بچسب به من !مثل چای بعد از کار؛مثل دیدار دانه‌ی انگور با لب؛...

بچسب به من!مثل چای بعد از کار؛مثل دیدار دانه‌ی انگور با لب؛آ...

بچسب به من مثل چای بعد از کارمثل دیدار دانه ی انگور با لبآن ...

بچسب به من!مثل چای بعد از کار؛مثل دیدار دانه‌ی انگور با لب؛آ...

#بچسب به من!#مثل چای بعد از کار؛مثل دیدار دانه‌ی انگور با لب...

#بچسب به من!#مثل چای بعد از کار؛مثل دیدار دانه‌ی انگور با لب...

‌ بچسب به من مثل چای بعد از کارمثل دیدار دانه ی انگور با لبآ...

بچسب به من مثل چای بعد از کارمثل دیدار دانه ی انگور با لبآن ...

بچسب به من!مثل چای بعد از کار؛مثل دیدار دانه‌ی انگور با لب؛آ...

عکاس خودممم^___^بچسب به من مثل چای بعد از کارمثل دیدار دانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط