با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواه

عشق کاری کرده که تبریز می سوزد در آه



بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد؟

با من تنها تر از ستارخان بی سپاه



موی من مانند یال اسب مغرورم سپید

روزگار من شبیه کتری چوپان سیاه



هرکسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق

کنده ی پیر بلوطی سوخت نه یک مشت کاه



کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود

یک نفر باید زلیخا را بیاندازد به چاه



آدمیزادست و عشق و دل به هر کاری زدن

آدم ست و سیب خوردن، آدم است و اشتباه



شعر از حامد عسگری
دیدگاه ها (۴)

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواهعشق کاری کرده که تبریز می ...

با من برنـــــو به دوش یاغی مشروطه خواهعشق کاری کرده که تبری...

این پست هیچ مخاطب خاصی ندارد. با من برنـــــو به دوش یاغی مش...

رفیقم کجایی

✅بعدها تاریخ میگوید که چشمانت چه کرد

با من برنو به دوش یاغی مشروطه‌ خواهعشق کاری کرده که تبریز می...

با من برنو به دوش یاغی مشروطه خواهعشق کاری کرده که تبریز می‌...

✅بعدها تاریخ میگوید که چشمانت چه کرد

با من برنو به دوش یاغی مشروطه‌ خواهعشق کاری کرده که تبریز می...

با من برنو به دوش یاغی مــشروطه‌ خواهعـشق کـاری کرده که تبری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط