پارت

پارت ۱۰
نام داستان :کارامل
باکوگو: باشه نفله........😠💢
ت٫ا:هوم.........😤 حالا بریم
باکوگو: باشه 💢
با هم دیگه رفتیم با همدیگه رسیدم
یه پسری دیدم که نمی شناختیم بعد کیریشیما آمد و گفت:سلام چه به موقع رسیدید
ت٫ا: سلام ... عهههه بچه ها اون پسری که انجاست رو میشناسید
کیریشیما:اوه آره بخاطر همین اینجاایم شما زود رفتین بیرون ما هم گفتیم یه دورهمی بگیریم خوب
ت٫ا:آها خیلی خوب
ت٫ا: باکوگو من میرم پیش اوچاکو چان
باکوگو: باشه........... 💢💢💢
کیریشیما وقتی ت٫ا رفت به باکوگو گفت: انگار یکی قاطی مرغ‌ها شدههههههه

باکوگو: شینههههههههههههههههههه دهنتو ببند 💢💢💢💢💥💥

کیریشیما: باشه باشه 😂😂

ت٫ا: سلام اوچکو‌ و یائویوروزو
اوچاکو و یائویوروزو : سلام
داشتیم حرف می‌زدیم که اون پسره اومد و گفت: سلام اسم من............. هست
نویسنده بچه‌ها اون جای خالی خودتون انتخاب کنین من دیگه نتونستم 😕
من با کمی سرخی گفتم:سلام
پشت سرم دیدم که اوچاکو با یائویوروزو فرار کردن رفتن
- عههههههه ...........
- چیزی شده
- ها ..نه چی... چیزی نشده
- باشه راستی می‌دونستی تو اولین نفر هستی که من باهاش دوست شدم
-نه..؟؟
در ذهن ت٫ا
من از کجا بدونم که اولین نفر من بودم با هات حرف زدم ........................
چرا اوچاکو و یائویوروزو رفتن ؟؟؟؟
خجالت میکشم........ وای

باکوگو دید که من دارم با اون پسره حرف می‌زنم
زود اومد و گفت: هوی نفله 💢 اسمت چیه
پسره: 😦 اسمم .............. هست اسم تو چیه؟؟؟
باکوگو: [دستشو گذاشت روی شونش ]گفت بیا تا بهت بگم
ت٫ا: هاااا .......یعنی چیکار داره ولش کن برم ببینم که اوچاکو و یائویوروزو چرا رفتن 💢💢💢
نظرتونو بگین ؟؟؟
پارت بعدشم می‌زارم امروز 😕
لایک و کامنت فراموش نشه ❤️🤍🙃🙂
دیدگاه ها (۱۳)

نزوکو خیلی نازهبچه‌ها این دوستمونو فالو کنید پیجش عالیه

فقط دکو 😂😂😆😆

اگه نبودی تو کامنتا بگو تا [پارت دوم] بزارمت ♥️♥️♥️

خیلی خیلی کیوت هست😁♥️♥️

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط