ای پادشاه خوبان رحمی به

ای پادشاه خوبان رحمی به
این گدا کن
اشاره ای من پر از تمنا ست
درد مرا دوا کن
تار آستین خود را با لطفی آشنا کن
🐥
دیدگاه ها (۰)

در باغی می خرامید آن آهوی رمیدهدامن کشان می رفت گل ها را چید...

دیگر به بالینم نمی آییتا که به پهلویم بی آساییدختر باغبان گل...

چشمان سورمه سارا بسیار دوست دارمناخون پر حنا را بسیار دوست د...

قاتلینگ دشمن لرینگالهی ناکام عیلسینکورسد آتا آنا همیشهبدنام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط