وقتی لباسشون رو پوشیدی
وقتی لباسشون رو پوشیدی
چان : یه بوسه روی پیشونیت گذاشت و گفت : کیوتچهی مننن
مینهو: ای خدا چقدر کوچولویی تووو
چانگبین : میخنده و میگه مردم زن گرفتن منم یه نخود کوچولو گرفتم
جیسونگ : بدو بدو اومد سمتت و یجور بغلت کرد که داشتی خفه می شدی
هیون جین : عههه آقا اونیکی لباسمو پوشیده بودی کثیف شده بود درش بیاررر
فلیکس : اومد بغلت کرد گفت کوچولوی منی توو
سونگمین : این داداشمون خواب بود ندید تورو 🗿
جونگین : اومد گذاشتت رو پاهاش و انقد لپاتو گاز گرفت تا که لپات قرمز شد ( خدا بده شانس)
تا پستی دیگر بدرود
چان : یه بوسه روی پیشونیت گذاشت و گفت : کیوتچهی مننن
مینهو: ای خدا چقدر کوچولویی تووو
چانگبین : میخنده و میگه مردم زن گرفتن منم یه نخود کوچولو گرفتم
جیسونگ : بدو بدو اومد سمتت و یجور بغلت کرد که داشتی خفه می شدی
هیون جین : عههه آقا اونیکی لباسمو پوشیده بودی کثیف شده بود درش بیاررر
فلیکس : اومد بغلت کرد گفت کوچولوی منی توو
سونگمین : این داداشمون خواب بود ندید تورو 🗿
جونگین : اومد گذاشتت رو پاهاش و انقد لپاتو گاز گرفت تا که لپات قرمز شد ( خدا بده شانس)
تا پستی دیگر بدرود
- ۱۱۸
- ۱۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط