برای رفتنش، زود بود
برای رفتنش، زود بود
برای برگشتنش، دیر شد
سخت شروع شد
ساده، تمام
.
با دلیل شروع شد
بی دلیل، تمام
خوب بود
همه ی آنچه خوب نبود
و
خوب نبود
همه ی آنچه خوب بود
اما
حالا
من خوبم
چون
در این مدت کوتاه
کوتاهی نکردم
کاش
خوب باشد
کاش
بار دیگرش
با دیگری اش
کوتاه نباشد
من
به کوتاهی
عادت کرده ام . . .
برای برگشتنش، دیر شد
سخت شروع شد
ساده، تمام
.
با دلیل شروع شد
بی دلیل، تمام
خوب بود
همه ی آنچه خوب نبود
و
خوب نبود
همه ی آنچه خوب بود
اما
حالا
من خوبم
چون
در این مدت کوتاه
کوتاهی نکردم
کاش
خوب باشد
کاش
بار دیگرش
با دیگری اش
کوتاه نباشد
من
به کوتاهی
عادت کرده ام . . .
- ۱.۰k
- ۲۵ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط