P

P20🍋‍🟩






یونگی«بازم خوابت میاد بخواب {بیشتر به بغلش فشارش میده}

& نه دیگه



نامجون اومد و کنار هانیل نشست


جین«بیا هانیل این قهوست خوابتو میپرونه

&مرسی عمو

-اصلا ازتون پذیرای نکردما

جونگکوک«هیونگ ما که غریبه نیستیم بلند شدیم خودمون برداشتیم

-عه خوب پس

جیمین«عه هانیل ما حسودیمون میشه ها

&به چی؟

جیهوپ«به این که از موقعی که اومدیم تو بغل یونگیه


هانیل میخنده


تهیونگ«نخند ما کاملا جدی هستیم

& آخه این دست من نبودش که من بیدار شدم دیدم تو بغل عمو یونگیم

جین«ایشش و الانم نمیتونی از بغلش بیای بیرون

&خوب...اره راستش خیلی گرمه

یونگی«دیدین؟ اون خودش دوست داره اینجا باشه

جونگکوک«یه طوری میگی گرمه انگار ما یخچال ساید بای سایدیم

&نه نه


از خنده نمیتونه ادامه بده


-واقعا که دو سالتونه مگه هانیل اسباب بازیتونه که دارین سرش دعوا میکنید واقعا نمیتونید تقسیمش کنید

&بابا مگه من کیکم که به هفت قسمت مساوی تقسیمم کنید

جیمین«اینم ایده ی خوبیه ها مثلا من موهاتو میخوام

& جان ؟

تهیونگ«حالا که اینطوره منم چشماشو دوست دارم

جین«منم دستای کوچولوش رو میخوام

-خدای من گفتم تقسیمش کنید اما نه اینطوری اصلا اونارو ول کن بیا بغل خودم

یونگی«نه خیر جاش خوبه

&ای بابا بسه دیگه چرا دعوا میکنید

-اینقدر محبوبی دیگه




ادامه دارد...
دیدگاه ها (۳)

P21🍋‍🟩&نمیخوام محبوب باشم جین«اما هستی درست مثل من-باز شروع ...

@989381_7921بچه ها این همون عوضی هستش که منو گزارش میکرده و ...

#سناریو #درخواستیmakene line 🦋جیمین←شما دو نفر از بچگی خیلی ...

#سناریو#درخواستی heong line 🦋موضوع=وقتی خبر دایی شدنشون رو م...

p19🍋‍🟩جین«وا....چرا نامجون هانیل رو فقط به تو داد یونگی«میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط