خودکشی با عشق

خودکشی با عشق

پارت ششم


+:بلند شدم دیدم توی یه انبارم یه دفعه دیدم یکی میاد سمتم ...

(بچها ببخشید اینجا جیهوپ آدم بدست )

جیهوپ:سلام خانم خوشگله ...

+:بیشرف ولم کنننن از جون من چی میخواییییی (باداد)

جیهوپ :از جونت خوب بزا فکر کنممم......... چون زن جیمینی...

+:شروع کرد به شلاق زدنم هر جور شده بود جلوی ضربه به شکمم رو گرفتم دستامو بست و گذاشت تو ماشین ...

۱۵ مین بعد:

+:دیدم شرکت جیمینه یه دفعه انداختم تو آسانسور تا رسیدیم به طبقه کار جیمین از موهام گرفت و کشیدم تا در اتاق جیمین ...

جیهوپ :جیمین بیا بیرون زنت گروگان منه ...

&:صدای جیهوپ بود... چی ا/ت رو گفت دویدم سمت در دیدم که ا/ت رو از موهاش گرفته...

جهیوپپپپپپپ(باداد) ولش کننننن..
تا اومدم برم سمتش گفت ..

جیهوپ:اگه کسی اومد سمتش با یه تیر خلاصش میکنم..

+: نزدیک بود جیغم در بیاد باید به جیمین می گفتم باردارم شاید کمکم می کرد ....

جیمین من باردارم کمکم کن ....( جیغ)


&:چییی!!!باردار عوضی ولش کنننن



+تمام کارمندا نگرانم بودن با بیشترشون دوست بودم و بادیگارد هرجور بود میخواستن نزدیک شن نمی تونستن ...


&:اسلحه گرفتم رو سر جیهوپ بهش گفت اگه ولش نکنی منم می کشمت


جیهوپ: خوب انجام بده تا منم زنتو بکشم ...



منتظر باشید نفسانمممم
دیدگاه ها (۰)

خودکشی با عشق پارت هفتم &:دیدم یکی از پشت داره علامت هیس مید...

او مای گادددد

خودکشی با عشق پارت پنجم +:بلند شدم دیدم جیمین خوابیده رو کان...

جندوکیی

پارت ۵ کامنت بزارید پارت بعد رو میزارم

حساسیت من پارت ۳

چند پارتی درخواستی پارت ۳ا/ت . با ترس به شیشه ماشین نگاه میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط