بی قراری عجب درد بدیست
بی قراری عجب درد بدیست،
آرام نداری از بهر آنچه نمی دانی،
و به دنبال آنچه هستی که نمی دانی،
تمام افکارت درگیر آنچه شده است که از آن خبری نداری،
دل نگرانی،
انگار گمشده ای در دوردست ها داری،
مثل آنکه محبوبی در آن سوی جهان داری و از آن بی خبر شده ای...
بی قراری درد عجیبیست،
درد خواستن و نتوانستن،
درد دوری و دلتنگی،
و صبرِ ناچاری که ذره ذره تمام وجودت را در خود می بلعد،
چرا که کاری از دستت ساخته نیست، جز تماشای آنچه در حال رخ دادن است...
بی قراری عجب درد بدیست...
🍀
آرام نداری از بهر آنچه نمی دانی،
و به دنبال آنچه هستی که نمی دانی،
تمام افکارت درگیر آنچه شده است که از آن خبری نداری،
دل نگرانی،
انگار گمشده ای در دوردست ها داری،
مثل آنکه محبوبی در آن سوی جهان داری و از آن بی خبر شده ای...
بی قراری درد عجیبیست،
درد خواستن و نتوانستن،
درد دوری و دلتنگی،
و صبرِ ناچاری که ذره ذره تمام وجودت را در خود می بلعد،
چرا که کاری از دستت ساخته نیست، جز تماشای آنچه در حال رخ دادن است...
بی قراری عجب درد بدیست...
🍀
- ۱.۲k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط