سَلامَتے روزے که مامانم واسم این شعرو بخونه:

سَلامَتے روزے که مامانم واسم این شعرو بخونه:
عَروسَکه قَشَنگه مَن سِفید پوشیده...
تو قَبر آرومو خاکیش تَنها خوابیده...
عَروسَکه من چِشماتو باز کُن مامان اومَده واسه مَن ناز کن...
دیدگاه ها (۷)

#خدا #نماز #ایمان #توکل #برکت#رشد #آگاهی #آگاهی_بخشی#زیبا #خ...

عشق بی پایان

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:5ویو «سلین»اون ...... اون علی بود...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

Love&HateP.4"ویو هانا"وقتی که رفتم دفتر مدیر یه دسته گل رو م...

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت»به خونه رسیدیم ، هو...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۹| مامان ته دیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط