.

.
نگاه همه به پرده سینما بود...
جشنواره فیلم های 10دقیقه ای بود به گمانم...
اکران فیلم شروع شد...
شروع فیلم: تصویر سقف یک اتاق...
دو دقیقه از فیلم گذشت...
سه، چهار، پنج ...
هشت دقیقه ی اول فیلم تنها تصویر سقف اتاق...
صدای همه درآمد...
اغلب حاضران سالن سینما را ترک کردند...
ناگهان دوربین حرکت کرد و آمد پایین ...
و به یک معلول قطع نخاع خوابیده روی تخت رسید...
جمله زیرنویس فیلم:
این تنها 8 دقیقه از زندگی این انسان بود و شما طاقتش را نداشتید...
خدایا شکرت ...
دیدگاه ها (۳)

⚖️ وکیل من ⚖️پارت ۴ — حقیقت پشت فیلم چند دقیقه بعدجنی و هیون...

پارت ۵۱ آریانا هنوز گوشی را در دستش گرفته بود.جونگ‌کوک با نگ...

پارت نهم: چهار مظنون 🥀🖤چند ثانیه هیچ‌کس حرف نزد.صدای دستگاه ...

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

لبخند قاتلپارت⁴⁵ویو جونگ‌کوکچند ثانیه بعد، چراغ‌ها دوباره رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط