من ندانم که کیم ....

من ندانم که کیم ....
من فقط می دانم
که تویی،
شاه بیت غزل زندگیم
دیدگاه ها (۲)

شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار مابسی گردش کند گردون بسی ...

گر با غم عشق سازگار آید دلبر مرکب آرزو ســــــــوار آید دل...

حافظ وصال می‌طلبد از ره دعایا رب دعای خسته دلان مستجاب کن

در قفلِ فروبستهٔ غم هایِ دلِ خویشآن کهنه کلیدیم که دندانه ند...

دوستت دارم و دانم كه تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده ام...

من ندانم ز نگاه تو چه خواندم امادانم این چشم همان قاتل دلخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط