تقصیر خودم نیست اگر داغ و کبودم

تقصیر خودم نیست اگر داغ و کبودم
حرف تو که آید به میان سخت حسودم

تقصیر تو هم هست که با طرز نگاهت
آرام خزیدی به تن تارم و پودم

می خواستم از جاذبه ات فاصله گیرم
اما نشد و عشق تو سر زد به وجودم
ای کاش فقط سر زده بود ...آمد و ماند و
در گیر خودش کرد ...من و بود و نبودم

تکثیر شدی در همه ی ثانیه هایم
در خوابم و در اشکم و در ذکر سجودم
آنقدر که جز چهره ی تو هیچ ندیدم
آنقدر که جز وصف تو چیزی نسرودم

با حضرت حافظ کمی از عشق تو گفتم
فرمود مراعات کنم حد و حدودم 
دیدگاه ها (۳)

گفته بودی خوشت از ما نمیاید، به درکحالت  از  دیدنمان  جا  نم...

منم که گوشه میخانه خانقاه من استدعای پیر مغان ورد صبحگاه من ...

....

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و والسر المستودع ...

جادویی عشق part ۷۵نه..نمیتونه. خودمو رو تخت انداختم و سرمو ت...

هنوز توی شک باخت پرتقالم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط