سنگدل

#سنگدل

part 2

(نزد رومی)

بعد از خروج پسر از کافه مدیر کافه جی وون را به خاطر آزار دادن رومی اخراج کرد

رومی به سمت اتاق پروف رفت و یونیفرمش را پوشید
چند ساعتی کار کرد

ساعت 8 شب بود

رومی به طرف خانه رفت

در راه صدایی شنید
توجه اش را جلب کرد
صدا از یک کوچه تاریک و خلوت می آمد
به طرف آن کوچه رفت

مردی رو زمین افتاده بود نزدیک تر رفت
همان پسر بود
به طرفش رفت
+حالتون خوبه؟؟
با گفتن این کلمه دستمالی دور دهانش گرفته شد و تاریکی......

با سردرد چشمانش را باز کرد
در اتاقی تاریک به یک صندلی بسته شده بود
فریاد زد و کمک خواست
ناگهان در با شدت باز شد
همان پسر وارد شد
فکر کرد پسر برای نجاتش آمده
+اوه ممنونم لطفا منو و از اینجا ببر
_ببرم؟؟
+آره
_تازه اوردمت کجا ببرم؟؟
+منظورت چیه؟؟
پسر دور دختر چرخید
_از این به بعد تو خدمتکار عمارت منی
+چی میگی؟؟
پسر کلافه دستی به موهایش کشید و با سردی و جدیت به دختر زل زد
_نمیفهمی؟؟
+منظورت چیه؟اول نجاتم میدی بعد میدزدیم؟؟
_دزدیدمت چون چیزیو دیدی که نباید
+چیو نباید میدیدم که دیدم
_دیشب
+فقط همون

ادامه دارد......
دیدگاه ها (۱)

#سنگدلpart 3_بحث و ادامه نده تو از این به بعد خدمتکار عمارت ...

https://rubika.ir/joinc/DJDJCBGA0LEMUWVBAPXYEQPWTYPVSMEUچنل ...

#سنگدلpart 1(نزد رومی)آلارم گوشی به صدا در آمدرومی با حرص گو...

تولدت مبارک ماه من🌚💜

اسم فیک:마피아가 존재했을 때 당신은 이해했죠چندپارتی 🌝 درخواستی ✨ p.5بعد از ...

چندپارتی ☆درخواستی☆p.3اون شخص جونگکوک بود _جونگکوک م..من فقط...

دخترک به آنجا امد و ارامش کنارش نشست ....و با همان رایحه همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط