ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را

گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را

مهدی اخوان ثالث
دیدگاه ها (۱۱)

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

p¹ویو هانا-امروز مادربزرگ بهم گفت که یه مهمونی برگزار کرده و...

Enemys Embrsce [ part ۳۰ ]

I'm not jealous part 31پشت سرش وایستادم و دستمو روی شونه اش ...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

the first lie

پارت ۱ (سرنوشت)ا/ت :من دختری ۲۲ ساله هستم و کارم مد فشنه .ام...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

آوای شب پارت ۲۹ویو نویسنده انیا با صدای گریه بکی به خودش آمد...

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:15[ویو جونگکوک]داشتم به دشمن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط