ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را

ناگهان در کوچه دیدم بی وفای خویش را
باز گم کردم ز شادی دست و پای خویش را

گفته بودم بعد ازین باید فراموشش کنم
دیدمش وز یاد بردم گفته های خویش را

مهدی اخوان ثالث
دیدگاه ها (۱۱)

.خخخخ

ای کاش دلت عاشق و دیوانه من بود ....در پیله دل کاش که پروانه...

باید کمک کنی کمرم را شکسته اندبالم نمی دهند ، پرم را شکسته ا...

رویایی واقعی اما مانند دروغ....

دزیره

پلیس در آستانه مافیا پارت 17 ویو جونکوک سنا که رفت دستشویی خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط