نامم را که خواندی؛

نامم را که خواندی؛
برق چشمانت،
دلربای مهتاب دلم شد
و با بوسه بر دستِ عشق
آواره‌ی آوازه‌ی عشق شدیم...
دیدگاه ها (۲)

امروز تنها سلاح من و توآن یگانه همراهِ همیشگی ماستهمان که گا...

هرچقدر باران ببارد آتش عشقی که به تودارم خاموش نمیشود!نبار...

جادوی چشمانت ؛دلم را به آن غیبتی برده است که بی شک،با آمدن...

حسود شدم!!به همان هوایی که...بی‌هوا...!!عطرت را سفت در آغوش...

اگر یک بوسه مهمانم کنیتمامی خانه ها را پر ازشهاب سنگ خواهم ک...

لبانت دور و در خواب استو چشمانت مداوم با نگاهم شعر میبافدگره...

32

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط