"رفتن" !

رفتن که بهانه نميخواهد ،
يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشيهاى انکار شده ...
رفتن که بهانه نميخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هيچ بى چمدان هم ميروى !

"ماندن" !

ماندن اما بهانه مى خواهد ،
دستى گرم، نگاهى مهربان،
دوستت دارمهايى که مى شنوى ا
يک فنجان چاى، بوى عود، يک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شيرين ...

وقتى بخواهى بمانى ،
حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم ميمانى ...
ميمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار مى بينى و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت !

آرى ،
آمدن دليل مى خواهد
ماندن بهانه
و رفتن هيچکدام ......


"سهراب سپهرى"
دیدگاه ها (۴)

ویلیام شکسپیر گفت :I always feel happy, you know why?من همیش...

ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﻣﺮﺩﯼ ﺭﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:" ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﺳﺖ "ﻣﺮﺩ:...

يك پیام تكان دهنده ..... توسط یک زن ... "کسی از او پرسيد ......

زنده باد ايران و ايراني

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 3 | دوباره، تو و مناز آن روز، جیمین کمی متفاوت شد...

فاصله یک لبخند تا جنون

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

پارت۹(در عمق نگاه تو)ایزوکو با تعجب او را نگاه می‌کرد. باید ...

"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريها...

"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريها...

"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخوريها...

ߑͰߘŠ"رفتن" !رفتن که بهانه نميخواهد ،يک چمدان ميخواهد از دلخو...

"رفتن" !رفتن که بهانه نمیخواهد ،یک چمدان میخواهد از دلخوریها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط