قطره ای در صدفی پنهان شد.
قطره ای در صدفی پنهان شد.
در نهانخانه تاریک صدف، چند روزی که گذشت
دید منزل تنگ است، در و دیوار صدف چون سنگ است
کمی آزرده شد از خود پرسید:
علت آمدنم اینجا چیست؟! قطره ها آزادند، در دل موج زمان فریادند.
چیست معنای خود آزاری من؟
اگر روزنه ای باز شود دور شوم
، ساکن منطقه روشنی و نور شوم...
صدف آهسته شنید این نجوا، گفت:
ای کودک خرد دریا! شکوه کم کن که در این بحر عمیق، ما نگردیم به کس یار و شفیق
ارزشت بیشتر از شبنم نیست،
مثل تو در دل دریا کم نیست،
اگر امروز تو در سینه من پنهانی،
یا به قول خودت افتاده در این زندانی،
تو در این خانه تاریک، شوی مروارید ...!
در نهانخانه تاریک صدف، چند روزی که گذشت
دید منزل تنگ است، در و دیوار صدف چون سنگ است
کمی آزرده شد از خود پرسید:
علت آمدنم اینجا چیست؟! قطره ها آزادند، در دل موج زمان فریادند.
چیست معنای خود آزاری من؟
اگر روزنه ای باز شود دور شوم
، ساکن منطقه روشنی و نور شوم...
صدف آهسته شنید این نجوا، گفت:
ای کودک خرد دریا! شکوه کم کن که در این بحر عمیق، ما نگردیم به کس یار و شفیق
ارزشت بیشتر از شبنم نیست،
مثل تو در دل دریا کم نیست،
اگر امروز تو در سینه من پنهانی،
یا به قول خودت افتاده در این زندانی،
تو در این خانه تاریک، شوی مروارید ...!
- ۱.۳k
- ۱۸ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط