پارت اخر

پارت اخر

که دیدم جونگکوک‌ اومد و از پشت بغلم کرد
-بیب ببخشید م..من اشتباه کردم ا..اون عکسا الکی بودن
+هه الان باور کردی
-اشتی میکنی
+نه
-بیب(کیوت)
+خودتو اینطوری نکن گفتم نه
-اوفف باشه
ویو جونگکوک
-من اشتباه کردم بد اشتباهیم کردم رفتم فروشگاه و کلیییی خوراکی و میوه و همه چی خریدم و برپم داخل خونه

ویو ات
+دوستش داشتم اونم زیاد می خواستم همون روز بهش بگم ولی خودش باعث شد داشتم غذا درست میکردم که زنگ زده شد رفتم درو باز کردم که جونگکوک‌ رو دیدم
-کمکم کن
+ب..باشه بیا
-ایگووو دستم بیب اینا مال توعه
+چشمای ستاره ای برای من
-ارهه
+ملسی(پرید بغلش کرد)
-اخخ کمرم بوسمو بده
+پر رو
-عه عه به ددی
+نه اصلا ولم کن
-یه چیزی مگه تو بچتو نمی خواستی
+اره چطور
-پس بیا بریم
+نهههه کومکککککک
دیدگاه ها (۶)

فیک تهیونگ

پارت یازدهمزمان حال الان چند ساعت از وقتی که جونگکوک بیدار ش...

عمارت مافیا ✨️🍷قسمت ⁵ساعت ¹⁰ صبح دیدگاه جونگکوک:از خواب بلند...

Destiny part 9

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

چند پارتـیــــــــــــــــ🖤ـــــــــــــوقتی باهات بد حرف می...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

عشق خیانت انتقام

p¹⁷یه ماه بعد :ویو تهیونگیه حسی همش بهم میگفت کوک خیانت نکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط