بابا لنگ دراز عزیزم:

بابا لنگ دراز عزیزم:
تمام دلخوشی دنیای من، این است که
تو ندانی و من دوستت بدارم
وقتی میفهمی و میرانی ام
چیزی درون دلم فرو میریزد ...
چیزی شبیه غرور

دیدگاه ها (۴)

برای یک ثانیه عاشقم باش. . .من باطری ساعتم را د...

آهنڪَ ها بی رحم تریڹ صداهاے جهاڹ اندبی آنڪہ بخواهے تو را بہ ...

همه آرام گرفتند ،و شب از نیمه گذشت ...آنچه در خواب نشد ،چشمِ...

سکوتت را ندانستمنگاهم را نفهمیدی!نگفتم گفتنی ها را،تو هم هرگ...

وقتی باهم دعوا میگیرین از خونه میری ولی وقتی برمیگردی میبینی...

﮼ هر صبح قلب من با عشق تو طلوع میکنه امروز صبح تا بیدار شدم ...

برای وصف چشم انداز چشم شوخ و شنگ توخیالم کوچ کرده سوی چشمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط