بگذار یک امشب رُک و پوست کنده بگویم،

بگذار یک امشب رُک و پوست کنده بگویم،
برای زنی که توی مترو لواشک پذیرایی به‌به می‌فروشد
واقعا فرقی دارد ایستگاه شادمان حتما خط عوض کند؟
یا مثلا حتما حسن آباد از قطار پیاده شود؟

بگذار یک امشب رُک و پوست کنده برایت بگویم
هیچ فرقی برایم ندارد کجای این زندگی سوار شوم،
کدام ایستگاه منتظر کی بمانم
یا اصلا کجا پیدا شوم
که از کسی یا چیزی جا نمانم،
من فقط دارم بسته‌ای دو هزار تومان روزهایم را می‌فروشم
که بگذرند،
حالا تو هی از رسیدن و نرسیدن بگو،
بدوم که از چی جا نمانم؟..
ما از اول تا آخرش فقط توی راهیم، می‌فهمی؟
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

بگذار یک امشب رُک و پوست کنده بگویم، برای زنی که توی مترو لو...

ℙ𝕒𝕣𝕥 ۲(اوه...خدای من!تویی؟مگه الان نباید مغازه باشی؟دیرت نشد...

اینم قسمت آخر(۳۸) داستان چگونه با پدرت آشنا شدم مادرت راست م...

نامه شماره آخرمادرت راست می‌گوید. هیچ چیز عشق اول نمی‌شود. چ...

مادرت راست می‌گوید. هیچ چیز عشق اول نمی‌شود. چون در نوع خودش...

"شعور و شهوت"حتما حتما حتما با دقت تا آخرش بخونید خیلی عالیه...

"شعور و شهوت"حتما حتما حتما با دقت تا آخرش بخونید خیلی عالیه...

"شعور و شهوت"حتما حتما حتما با دقت تا آخرش بخونید خیلی عالیه...

"شعور و شهوت"حتما حتما حتما با دقت تا آخرش بخونید خیلی عالیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط