"شعر از خودم"
"شعر از خودم"
تقدیم به ملت صبور ایران
شهر تاريک است گوئي خلق را ماتم زده
مردمان شهر را بيچارگي و غم زده
تيرگي رنگ شب و روز است در اين سرزمين
سبز بودن جرم گشته تيره ميپوشد زمين
رنگ بيشه رنگ سبزه رنگ برگ ياسمين
جملگي بايد کدر باشند و تيره زين پسين
خنده ممنوع است اينجا عشق عيب و عار و ننگ
سهم عاشق دائما شلاق و حبس و زور و سنگ
بوي باروت و گلوله بوي خون و سوختن
آتش کين و کدورت در دلان افروختن
بغض و فرياد و عدالت حبس شد در سينه ها
تيره و تارند اينجا جمله ی آيينه ها
کرکسان موسطوليان مال مردم گشته اند
بينوايان و يتيمان واله و سرگشته اند
در لباس دين و ايمان کشورم تاراج شد
مردم اين سرزمين بر لقمه اي محتاج شد
پس چه شد آن وعده ها و قولهاي رنگ رنگ
پس کجارفت آن سخنراني زيبا و قشنگ
ميشود اي هموطن از يوق دشمن وارهيد
ميشود از گرد باد بندگي با هم جهيد
تقدیم به ملت صبور ایران
شهر تاريک است گوئي خلق را ماتم زده
مردمان شهر را بيچارگي و غم زده
تيرگي رنگ شب و روز است در اين سرزمين
سبز بودن جرم گشته تيره ميپوشد زمين
رنگ بيشه رنگ سبزه رنگ برگ ياسمين
جملگي بايد کدر باشند و تيره زين پسين
خنده ممنوع است اينجا عشق عيب و عار و ننگ
سهم عاشق دائما شلاق و حبس و زور و سنگ
بوي باروت و گلوله بوي خون و سوختن
آتش کين و کدورت در دلان افروختن
بغض و فرياد و عدالت حبس شد در سينه ها
تيره و تارند اينجا جمله ی آيينه ها
کرکسان موسطوليان مال مردم گشته اند
بينوايان و يتيمان واله و سرگشته اند
در لباس دين و ايمان کشورم تاراج شد
مردم اين سرزمين بر لقمه اي محتاج شد
پس چه شد آن وعده ها و قولهاي رنگ رنگ
پس کجارفت آن سخنراني زيبا و قشنگ
ميشود اي هموطن از يوق دشمن وارهيد
ميشود از گرد باد بندگي با هم جهيد
- ۱.۶k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط