بی وفا خاطر شیرین

بی وفا خاطر شیرین
تو بیمارم کرد

بی هدف رهروی این
کوچه و بازارم کرد

سر و جان دیده شدم
تا که ببینم رویت

بی امان خسته در این
حسرت دیدارم کرد
دیدگاه ها (۱۷)

دوستت دارممانند زاویه ینت های یک موسیقی فولکوربا زبان رسمی ....

وقتی از پشت تلفن با صدای خواب آلودت شب بخیر میگویی...من که ه...

نام رمان: در سایه‌ی پناهگاه شیرینپارت ۵: اعتراف زیر بارانیک ...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط