میخواستم ببینمت...ایمان نمی گذاشت...

میخواستم ببینمت...ایمان نمی گذاشت...


ترس از فرشته های نگهبان نمی گذاشت!
دیدگاه ها (۱)

یوسفی بودم که دل را پای دین انداختم...پایِ اسبِ سرکشِ ابلیس،...

خانه ی دل را برایت آب و جارو میکنم..تو شوی ضامن ، خودم را شک...

گریه کردم برای عاشورا...گریه کردی برای اِنریکه...غبطه خوردم ...

پژمرده و خسته بین مردم بودم....من مثل همیشه عشق دوم بودم!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط